lap up attention
جذب توجه
lap dog
سگ لابر
lap of luxury
زندگی مجلل
lap time
زمان دور
last lap
دور آخر
chek lap kok
chek lap kok
lap joint
اتصال لبه
lap up
نوشیدن با ولع
under lap
همپوشانی
a lap of a racetrack
یک دور از پیست مسابقه
live in the lap of luxury
زندگی در تجمل و راحتی
lap the leg in a bandage
پوشاندن پا با باند
the last lap of our journey
آخرین مرحله سفر ما
The sea laps the shore.
دریا به ساحل میخورد.
The outcome of the experiment is in the lap of the gods.
نتیجه آزمایش به خواست خدا بستگی دارد.
he was nursed in the lap of plenty.
او در دامان فراوانی بزرگ شد.
an heiress living in the lap of luxury.
یک وارث ثروتمند که در آغوش تجمل زندگی می کرد.
a power station built in the lap of a mountain
یک نیروگاه که در دامنه کوهی ساخته شده است
They are on the last lap of their journey round the world.
آنها در آخرین مرحله سفر خود به دور دنیا هستند.
Come and sit on my lap.
بیا و روی دامنم بنشین.
Cats and dogs lap water.
گربهها و سگها آب مینوشند.
The ends of the cloth lap about the hole.
سر طرفین پارچه دور سوراخ میچرخند.
she dumped the problem in my lap .
او مشکل را روی دامان من انداخت.
we caught a cab for the last lap of our journey.
ما یک کاب برای آخرین مرحله سفرمان گرفتیم.
listening to the comfortable lap of the waves against the shore.
گوش دادن به صدای دلپذیر برخورد امواج با ساحل.
The rough edges of the material must lap under.
لبههای ناهموار مواد باید به زیر بروند.
This dog's ears are so long that they lap over.
گوشهای این سگ آنقدر طولانی هستند که روی هم میافتند.
The silver medallist joined the winner in a lap of honour.
مدالآور نقره به برنده در یک دور افتخار پیوست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید