large-headed man
مرد سر گرد
large-headed doll
پوسته گرد سر
becoming large-headed
در حال شدن گرد سر
large-headed child
کودک سر گرد
a large-headed figure
یک شخصیت سر گرد
large-headed statue
معبود سر گرد
seem large-headed
به نظر میرسد سر گرد
large-headed character
شخصیت سر گرد
quite large-headed
بسیار سر گرد
large-headed design
طراحی سر گرد
the cartoon featured a large-headed boy with bright blue eyes.
کارتون از یک پسر سر گیج دار با چشمان آبی روشن تعریف کرد.
he had a large-headed doll collection, meticulously arranged on shelves.
او یک مجموعه دوچشم سر گیج دار داشت که به دقت روی رفها تنظیم شده بود.
the artist created a large-headed sculpture for the public park.
هنرمند یک مجسمه سر گیج دار برای پارک عمومی ایجاد کرد.
the child drew a large-headed family portrait with crayons.
کودک با استفاده از مداد رنگی یک گوهرنامه خانواده سر گیج دار رسم کرد.
the animation style often uses large-headed characters for comedic effect.
سبک انیمیشن معمولاً از شخصیتهای سر گیج دار برای ایجاد اثر کمدی استفاده میکند.
she designed a large-headed mascot for the school's sports team.
او یک نماد سر گیج دار برای تیم ورزشی مدرسه طراحی کرد.
the claymation film showcased a quirky, large-headed alien.
فیلم کلی میشن یک موجود فضایی سر گیج دار و عجیب را نمایش داد.
the toy company introduced a new line of large-headed action figures.
شرکت بازیهای بازی یک سری جدید از شخصیتهای بازی سر گیج دار را معرفی کرد.
the comic strip featured a large-headed detective solving mysteries.
سریال کامیک یک محقق سر گیج دار را در حال حل پازلها نمایش داد.
the game's characters were stylized with large-headed proportions.
شخصیتهای بازی با نسبتهای سر گیج دار سبکسازی شدند.
he remembered the large-headed gnome from his childhood garden.
او گном سر گیج دار از باغ کودکیاش را به یاد میآورد.
large-headed man
مرد سر گرد
large-headed doll
پوسته گرد سر
becoming large-headed
در حال شدن گرد سر
large-headed child
کودک سر گرد
a large-headed figure
یک شخصیت سر گرد
large-headed statue
معبود سر گرد
seem large-headed
به نظر میرسد سر گرد
large-headed character
شخصیت سر گرد
quite large-headed
بسیار سر گرد
large-headed design
طراحی سر گرد
the cartoon featured a large-headed boy with bright blue eyes.
کارتون از یک پسر سر گیج دار با چشمان آبی روشن تعریف کرد.
he had a large-headed doll collection, meticulously arranged on shelves.
او یک مجموعه دوچشم سر گیج دار داشت که به دقت روی رفها تنظیم شده بود.
the artist created a large-headed sculpture for the public park.
هنرمند یک مجسمه سر گیج دار برای پارک عمومی ایجاد کرد.
the child drew a large-headed family portrait with crayons.
کودک با استفاده از مداد رنگی یک گوهرنامه خانواده سر گیج دار رسم کرد.
the animation style often uses large-headed characters for comedic effect.
سبک انیمیشن معمولاً از شخصیتهای سر گیج دار برای ایجاد اثر کمدی استفاده میکند.
she designed a large-headed mascot for the school's sports team.
او یک نماد سر گیج دار برای تیم ورزشی مدرسه طراحی کرد.
the claymation film showcased a quirky, large-headed alien.
فیلم کلی میشن یک موجود فضایی سر گیج دار و عجیب را نمایش داد.
the toy company introduced a new line of large-headed action figures.
شرکت بازیهای بازی یک سری جدید از شخصیتهای بازی سر گیج دار را معرفی کرد.
the comic strip featured a large-headed detective solving mysteries.
سریال کامیک یک محقق سر گیج دار را در حال حل پازلها نمایش داد.
the game's characters were stylized with large-headed proportions.
شخصیتهای بازی با نسبتهای سر گیج دار سبکسازی شدند.
he remembered the large-headed gnome from his childhood garden.
او گном سر گیج دار از باغ کودکیاش را به یاد میآورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید