large-scale

[ایالات متحده]/ˈlɑːdʒskeɪl/
[بریتانیا]/ˈlɑrdʒskeɪl/

ترجمه

adj. شامل تعداد یا اندازه‌ی زیاد؛ گسترده؛ مربوط به مقیاس بزرگ نقشه؛ بسیار بزرگ یا عظیم؛ چشمگیر از نظر دامنه یا تاثیر.

عبارات و ترکیب‌ها

large-scale project

پروژه در مقیاس بزرگ

large-scale operation

عملیات در مقیاس بزرگ

large-scale production

تولید در مقیاس بزرگ

large-scale investment

سرمایه‌گذاری در مقیاس بزرگ

large-scale survey

بررسی در مقیاس بزرگ

large-scale disaster

فاجعه در مقیاس بزرگ

large-scale changes

تغییرات در مقیاس بزرگ

large-scale development

توسعه در مقیاس بزرگ

large-scale construction

ساخت و ساز در مقیاس بزرگ

large-scale impact

تاثیر در مقیاس بزرگ

جملات نمونه

the company is planning a large-scale marketing campaign for the new product.

شرکت در حال برنامه‌ریزی برای یک کمپین بازاریابی گسترده برای محصول جدید است.

a large-scale disaster relief effort is underway following the earthquake.

یک تلاش گسترده برای امدادرسانی پس از زلزله در حال انجام است.

the government announced a large-scale infrastructure project to improve transportation.

دولت یک پروژه زیرساختی بزرگ برای بهبود حمل و نقل اعلام کرد.

they are conducting a large-scale survey to gather public opinion on the issue.

آنها در حال انجام یک نظرسنجی گسترده برای جمع آوری نظر عمومی در مورد این موضوع هستند.

the university is undertaking a large-scale research project on climate change.

دانشگاه در حال انجام یک پروژه تحقیقاتی گسترده در مورد تغییرات آب و هوایی است.

the city is facing a large-scale housing shortage, requiring new developments.

شهر با کمبود مسکن گسترده روبرو است که نیاز به توسعه جدید دارد.

the event featured a large-scale performance with hundreds of participants.

این رویداد دارای یک اجرای گسترده با صدها شرکت کننده بود.

the forest fire resulted in a large-scale evacuation of the surrounding area.

آتش سوزی جنگل منجر به تخلیه گسترده منطقه اطراف شد.

the museum is displaying a large-scale exhibition of ancient artifacts.

موزه یک نمایشگاه بزرگ آثار باستانی را به نمایش می‌گذارد.

the company invested in a large-scale automation system to increase efficiency.

شرکت در یک سیستم اتوماسیون گسترده برای افزایش کارایی سرمایه گذاری کرد.

the artist created a large-scale mural on the side of the building.

هنرمند یک نقاشی دیواری بزرگ در کنار ساختمان ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید