larked

[ایالات متحده]/lɑːkt/
[بریتانیا]/lɑrkt/

ترجمه

v. گذشته و گذشته نقلی lark; بیدار شدن بسیار زود; بلند شدن در آغاز صبح; گفتن "فراموشش کن" زمانی که چیزی خیلی زحمت دارد

عبارات و ترکیب‌ها

larked about

بازی کرد

larked around

بازی کرد

larked off

بازی کرد

larked here

بازی کرد این‌جا

larked there

بازی کرد آن‌جا

larked with

با... بازی کرد

larked together

با هم بازی کرد

larked outside

بیرون بازی کرد

جملات نمونه

they larked about in the park all afternoon.

آنها بعد از ظهر در پارک به این‌جا و آن‌جا بازی کردند.

the children larked around the playground after school.

بچه‌ها بعد از مدرسه در زمین بازی به این‌جا و آن‌جا بازی کردند.

we larked together during our summer vacation.

ما در طول تعطیلات تابستانی با هم به این‌جا و آن‌جا بازی کردیم.

he larked with his friends instead of studying.

او به جای درس خواندن با دوستانش به این‌جا و آن‌جا بازی کرد.

they often larked when they should have been working.

آنها اغلب زمانی که باید کار می‌کردند، به این‌جا و آن‌جا بازی می‌کردند.

she larked around the house, making everyone laugh.

او در خانه به این‌جا و آن‌جا بازی کرد و باعث خنده همه شد.

we larked in the garden, enjoying the sunny day.

ما در باغ به این‌جا و آن‌جا بازی کردیم و از روز آفتابی لذت بردیم.

the dog larked in the yard, chasing its tail.

سگ در حیاط به این‌جا و آن‌جا بازی کرد و دنبال دم خود می‌دوید.

they larked at the beach, building sandcastles.

آنها در ساحل به این‌جا و آن‌جا بازی کردند و قلعه‌های شنی ساختند.

during the party, everyone larked and had a great time.

در طول مهمانی، همه به این‌جا و آن‌جا بازی کردند و اوقات خوبی داشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید