lasciviousnesses

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رفتار یا افکار شهوانی.

جملات نمونه

His lasciviousness was evident in the way he looked at her.

شهوت‌طلبی او در نحوه نگاه کردنش به او آشکار بود.

The movie was criticized for its excessive lasciviousness.

فیلم به دلیل شهوت‌طلبی بیش از حد مورد انتقاد قرار گرفت.

The novel was filled with scenes of lasciviousness.

رمان پر از صحنه‌های شهوت‌طلبی بود.

His lasciviousness made her feel uneasy.

شهوت‌طلبی او باعث ناراحتی او کرد.

The play was banned due to its portrayal of lasciviousness.

نمایش به دلیل به تصویر کشیدن شهوت‌طلبی ممنوع شد.

The painting was criticized for its depiction of lasciviousness.

نقاشی به دلیل به تصویر کشیدن شهوت‌طلبی مورد انتقاد قرار گرفت.

The novel explores the theme of lasciviousness in society.

رمان مضراب شهوت‌طلبی را در جامعه بررسی می‌کند.

His lasciviousness towards his coworkers was inappropriate.

شهوت‌طلبی او نسبت به همکارانش نامناسب بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید