latching

[ایالات متحده]/ˈlætʃɪŋ/
[بریتانیا]/ˈlætʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل ایمن‌سازی یا بستن چیزی
v. شکل حال استمراری از latch، به معنای ایمن‌سازی یا قفل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

latching mechanism

مکانیزم قفل

latching system

سیستم قفل

latching action

عمل قفل کردن

latching device

دستگاه قفل

latching relay

ریلای قفل

latching switch

کلید قفل

latching circuit

مدار قفل

latching control

کنترل قفل

latching feature

ویژگی قفل

latching signal

سیگنال قفل

جملات نمونه

the latching mechanism ensures the door stays closed.

مکانیزم قفل‌دار تضمین می‌کند که در بسته می‌ماند.

she is latching onto new ideas quickly.

او به سرعت در حال جذب ایده‌های جدید است.

the child is latching onto his mother's leg.

کودک به پای مادرش چسبیده است.

he is latching onto every opportunity that comes his way.

او به هر فرصتی که پیش می‌آید چسبیده است.

the latching system on this bike is very secure.

سیستم قفل‌دار این دوچرخه بسیار امن است.

she is latching onto the concept of teamwork.

او در حال جذب مفهوم کار گروهی است.

the dog is latching onto the toy with enthusiasm.

سگ با اشتیاق به اسباب‌بازی چسبیده است.

he is latching onto the latest trends in technology.

او به آخرین روندها در فناوری چسبیده است.

the latching feature prevents accidental openings.

ویژگی قفل‌دار از باز شدن‌های تصادفی جلوگیری می‌کند.

she is latching onto the idea of starting her own business.

او در حال جذب ایده راه‌اندازی کسب‌وکار خود است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید