lathered

[ایالات متحده]/ˈlɑːðəd/
[بریتانیا]/ˈlæðərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کف درست کرد (همانند صابون)؛ پوشیده شده با کف؛ به شدت ضربه زدن (زبان عامیانه)

عبارات و ترکیب‌ها

lathered up

کف زده شده

lathered soap

صابون کف زده شده

lathered hair

موهای کف زده شده

lathered skin

پوست کف زده شده

lathered hands

دست‌های کف زده شده

lathered body

بدن کف زده شده

lathered brush

برس کف زده شده

lathered sponge

اسفنج کف زده شده

lathered face

صورت کف زده شده

lathered towel

حوله کف زده شده

جملات نمونه

the dog was lathered in soap during its bath.

سگ در حین حمام کردن در صابون خیس بود.

she lathered her hair with shampoo before rinsing.

او قبل از آبکشی، موهای خود را با شامپو خیس کرد.

he lathered the car with wax for a shiny finish.

او برای داشتن ظاهری براق، ماشین را با واکس خیس کرد.

the chef lathered the cake with frosting.

سرآشپز کیک را با خمیر خامه‌ای خیس کرد.

after the workout, he lathered himself with sunscreen.

بعد از ورزش، او خود را با کرم ضد آفتاب خیس کرد.

she lathered the sponge before cleaning the dishes.

او قبل از شستن ظرف‌ها، اسفنج را خیس کرد.

the kids lathered themselves with soap while playing in the pool.

بچه‌ها در حین بازی در استخر، خود را با صابون خیس کردند.

he lathered the paint on the wall with a brush.

او با یک برس، رنگ را روی دیوار خیس کرد.

she lathered her face with cleanser before applying makeup.

او قبل از استفاده از آرایش، صورت خود را با پاک کننده خیس کرد.

the horse was lathered after a long ride.

اسب بعد از یک مسابقه طولانی خیس بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید