| جمع | lavations |
lavation process
فرآیند تطهیر
lavation ritual
آیین تطهیر
lavation station
ایستگاه تطهیر
lavation practices
روشهای تطهیر
lavation techniques
تکنیکهای تطهیر
lavation equipment
تجهیزات تطهیر
lavation solutions
راه حل های تطهیر
lavation methods
روشهای تطهیر
lavation area
فضای تطهیر
lavation guidelines
دستورالعملهای تطهیر
after a long day, i enjoy a relaxing lavation.
بعد از یک روز طولانی، من از یک استحمام آرام لذت می برم.
the lavation process is essential for maintaining hygiene.
فرایند استحمام برای حفظ بهداشت ضروری است.
she felt rejuvenated after her evening lavation.
او بعد از استحمام عصرانه خود احساس تجدید قوا کرد.
in some cultures, lavation is a ritual performed daily.
در برخی فرهنگها، استحمام یک آیین است که روزانه انجام میشود.
he took a quick lavation before heading out.
او قبل از بیرون رفتن یک استحمام سریع انجام داد.
lavation can be a therapeutic experience for many.
استحمام می تواند یک تجربه درمانی برای بسیاری باشد.
they recommend a warm lavation to relieve stress.
آنها یک استحمام گرم برای رفع استرس توصیه می کنند.
her daily lavation routine includes essential oils.
روتین روزانه استحمام او شامل روغن های ضروری است.
the lavation area was beautifully designed.
منطقه استحمام به زیبایی طراحی شده بود.
he enjoys a long lavation on weekends to unwind.
او از یک استحمام طولانی در آخر هفته ها برای آرامش لذت می برد.
lavation process
فرآیند تطهیر
lavation ritual
آیین تطهیر
lavation station
ایستگاه تطهیر
lavation practices
روشهای تطهیر
lavation techniques
تکنیکهای تطهیر
lavation equipment
تجهیزات تطهیر
lavation solutions
راه حل های تطهیر
lavation methods
روشهای تطهیر
lavation area
فضای تطهیر
lavation guidelines
دستورالعملهای تطهیر
after a long day, i enjoy a relaxing lavation.
بعد از یک روز طولانی، من از یک استحمام آرام لذت می برم.
the lavation process is essential for maintaining hygiene.
فرایند استحمام برای حفظ بهداشت ضروری است.
she felt rejuvenated after her evening lavation.
او بعد از استحمام عصرانه خود احساس تجدید قوا کرد.
in some cultures, lavation is a ritual performed daily.
در برخی فرهنگها، استحمام یک آیین است که روزانه انجام میشود.
he took a quick lavation before heading out.
او قبل از بیرون رفتن یک استحمام سریع انجام داد.
lavation can be a therapeutic experience for many.
استحمام می تواند یک تجربه درمانی برای بسیاری باشد.
they recommend a warm lavation to relieve stress.
آنها یک استحمام گرم برای رفع استرس توصیه می کنند.
her daily lavation routine includes essential oils.
روتین روزانه استحمام او شامل روغن های ضروری است.
the lavation area was beautifully designed.
منطقه استحمام به زیبایی طراحی شده بود.
he enjoys a long lavation on weekends to unwind.
او از یک استحمام طولانی در آخر هفته ها برای آرامش لذت می برد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید