lavation

[ایالات متحده]/ləˈveɪʃən/
[بریتانیا]/ləˈveɪʃən/

ترجمه

n. شستشو یا پاکسازی؛ عمل شستشو، به‌ویژه در زمینه پزشکی؛ آبی که برای شستشو استفاده می‌شود
Word Forms
جمعlavations

عبارات و ترکیب‌ها

lavation process

فرآیند تطهیر

lavation ritual

آیین تطهیر

lavation station

ایستگاه تطهیر

lavation practices

روش‌های تطهیر

lavation techniques

تکنیک‌های تطهیر

lavation equipment

تجهیزات تطهیر

lavation solutions

راه حل های تطهیر

lavation methods

روش‌های تطهیر

lavation area

فضای تطهیر

lavation guidelines

دستورالعمل‌های تطهیر

جملات نمونه

after a long day, i enjoy a relaxing lavation.

بعد از یک روز طولانی، من از یک استحمام آرام لذت می برم.

the lavation process is essential for maintaining hygiene.

فرایند استحمام برای حفظ بهداشت ضروری است.

she felt rejuvenated after her evening lavation.

او بعد از استحمام عصرانه خود احساس تجدید قوا کرد.

in some cultures, lavation is a ritual performed daily.

در برخی فرهنگ‌ها، استحمام یک آیین است که روزانه انجام می‌شود.

he took a quick lavation before heading out.

او قبل از بیرون رفتن یک استحمام سریع انجام داد.

lavation can be a therapeutic experience for many.

استحمام می تواند یک تجربه درمانی برای بسیاری باشد.

they recommend a warm lavation to relieve stress.

آنها یک استحمام گرم برای رفع استرس توصیه می کنند.

her daily lavation routine includes essential oils.

روتین روزانه استحمام او شامل روغن های ضروری است.

the lavation area was beautifully designed.

منطقه استحمام به زیبایی طراحی شده بود.

he enjoys a long lavation on weekends to unwind.

او از یک استحمام طولانی در آخر هفته ها برای آرامش لذت می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید