lay-off

[ایالات متحده]/ˈleɪ.ɒf/
[بریتانیا]/ˈleɪ.ɔːf/

ترجمه

n. دوره‌ی موقت بیکاری یا اخراج از کار
Word Forms
جمعlay-offs

عبارات و ترکیب‌ها

lay-off notice

اعلام اخراج

lay-off process

فرآیند اخراج

جملات نمونه

the company announced a large-scale lay-off due to declining sales.

شرکت اعلام کرد که به دلیل کاهش فروش، تعدیل گسترده‌ای انجام خواهد شد.

many employees faced the prospect of a lay-off after the merger.

بسیاری از کارمندان پس از ادغام، با احتمال تعدیل مواجه شدند.

the unexpected lay-off left him searching for a new job immediately.

تعدیل غیرمنتظره باعث شد او فوراً به دنبال یک شغل جدید بگردد.

the lay-off process was handled with sensitivity and respect.

فرآیند تعدیل با حساسیت و احترام رفتار شد.

he received a generous severance package after the lay-off.

او پس از تعدیل، یک بسته بازنشستگی سخاوتمندانه دریافت کرد.

the industry downturn resulted in widespread lay-offs across the sector.

رکود صنعت منجر به تعدیل گسترده در سراسر بخش شد.

the lay-off announcement created a tense atmosphere in the office.

اعلام تعدیل فضایی پرتنش را در دفتر ایجاد کرد.

the government is concerned about the rising number of lay-offs.

دولت در مورد افزایش تعداد تعدیل‌ها نگران است.

she feared a lay-off but hoped to retain her position.

او از تعدیل می‌ترسید اما امیدوار بود که بتواند موقعیت خود را حفظ کند.

the lay-off impacted not only the employees but also their families.

تعدیل نه تنها بر کارمندان بلکه بر خانواده‌های آنها نیز تأثیر گذاشت.

the company implemented a voluntary lay-off program to reduce costs.

شرکت برای کاهش هزینه‌ها، یک برنامه تعدیل داوطلبانه اجرا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید