layabout

[ایالات متحده]/'leɪəbaʊt/
[بریتانیا]/'leəbaʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تنبل، فرد بی‌کار.

جملات نمونه

a wretched idle layabout

یک فرد بیکار و بدبخت

at school I wasn't a swot, but I wasn't a layabout either.

در مدرسه من درس‌خوان نبودم، اما تنبل هم نبودم.

He is a lazy layabout who never does any work.

او یک تنبل است که هیچ‌وقت کار نمی‌کند.

The layabout spent the whole day lounging on the sofa.

تنبل تمام روز را روی مبل ولو کرد.

She accused him of being a layabout and not contributing to the household.

او متهمش کرد که تنبله و به امور خانه کمک نمی‌کنه.

The layabout was fired from his job for consistently showing up late.

تنبل به دلیل دیر رسیدن مداوم از کار اخراج شد.

His parents were tired of supporting their layabout son.

والدینش از حمایت از پسر تنبلشان خسته شده بودند.

The layabout finally decided to get a job and stop relying on others.

تنبل بالاخره تصمیم گرفت کار پیدا کند و دیگر به دیگران تکیه نکند.

She refused to marry a layabout and wanted a hardworking partner.

او از ازدواج با یک تنبل امتناع کرد و می‌خواست با یک آدم سخت‌کوش ازدواج کند.

The community center offers programs to help layabouts get back on their feet.

مرکز اجتماع برنامه‌هایی را برای کمک به تنبل‌ها برای بازگشت به مسیرشان ارائه می‌دهد.

He was labeled a layabout by his coworkers for always slacking off.

همکارانش او را به عنوان یک تنبل برچسب زدند، چون همیشه کم‌کار بود.

The layabout's friends tried to motivate him to be more productive.

دوستان تنبل سعی کردند او را برای اینکه مفیدتر باشد، تشویق کنند.

نمونه‌های واقعی

I don't suppose those things matter to a bunch of layabout wizards—”

من فرض نمی‌کنم که این مسائل برای گروهی از جادوگران تنبل مهم باشد.

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

I don’t like these layabouts you’re associating with.

من نمی‌پسندم که شما با این افراد تنبل معاشرت می‌کنید.

منبع: Langman OCLM-01 words

That sounds like a good thing, certainly compared with the common public image of undergraduates as a bunch of pampered layabouts.

این به نظر می‌رسد که یک چیز خوب است، البته در مقایسه با تصویر عمومی رایج از دانشجویان به عنوان گروهی از افراد تنبل و لوس.

منبع: The Economist (Summary)

But it's far from just the students who cycle in Cambridge. So do the school kids, the pensioners and the layabouts.

اما فقط دانشجویان نیستند که در کمبریج دوچرخه سواری می‌کنند. کودکان مدرسه‌ای، بازنشستگان و افراد تنبل نیز همینطور.

منبع: Walking into Cambridge University

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید