leathered

[ایالات متحده]/ˈlɛðəd/
[بریتانیا]/ˈlɛðərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ساخته شده از یا پوشیده شده با چرم
v. زمان گذشته چرم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

leathered jacket

ژاکت چرمی

leathered shoes

کفش چرمی

leathered bag

کیف چرمی

leathered sofa

مبل چرمی

leathered gloves

دستکش چرمی

leathered belt

کمربند چرمی

leathered wallet

کیف پول چرمی

leathered chair

صندلی چرمی

leathered briefcase

کیف اداری چرمی

leathered notebook

دفترچه یادداشت چرمی

جملات نمونه

the leathered surface of the sofa adds a touch of elegance to the room.

سطح چرمیِ مبلمان، لمسی از ظرافت را به اتاق می‌بخشد.

she wore a leathered jacket that made her look very stylish.

او یک ژاکت چرمی پوشید که باعث شد بسیار شیک به نظر برسد.

the leathered texture of the bag gives it a vintage feel.

بافت چرمیِ کیف، حس نوستالژیک به آن می‌بخشد.

his hands were leathered from years of hard work.

دست‌هایش به دلیل سال‌ها کار سخت، چرمی شده بودند.

they chose leathered furniture for its durability and style.

آنها به دلیل دوام و سبک، مبلمان چرمی انتخاب کردند.

the leathered boots were perfect for the winter weather.

چکمه‌های چرمی برای هوای زمستانی عالی بودند.

he admired the leathered finish of the custom-made car interior.

او به روکش چرمیِ فضای داخلی ماشین سفارشی، خیره شد.

the leathered seats in the theater provided extra comfort.

صندلی‌های چرمی در تئاتر، راحتی بیشتری فراهم می‌کردند.

her leathered wallet showed signs of wear but still looked great.

کیف چرمی او نشانه‌های استفاده را نشان می‌داد اما هنوز هم عالی به نظر می‌رسید.

the leathered surface of the book cover was embossed with gold lettering.

سطح چرمیِ جلد کتاب با حروف طلایی برجسته شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید