leeway

[ایالات متحده]/'liːweɪ/
[بریتانیا]/'li'we/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اختلاف فشار باد؛ فضا برای حرکت؛ چرخش؛ تاخیر
Word Forms
جمعleeways

جملات نمونه

the leeway is only about 2°.

فضای مانور تنها حدود ۲ درجه است.

the government had several months' leeway to introduce reforms.

دولت چندین ماه فرصت برای معرفی اصلاحات داشت.

there is little leeway if anything goes wrong.

اگر مشکلی پیش بیاید، فضای مانور کمی وجود دارد.

allowed the chef leeway in choosing the menu;

به سرآشپز اجازه انتخاب منو را داد.

It doesn’t give you much leeway, does it?

خیلی هم آزادی عمل به شما نمی‌دهد، اینطور نیست؟

He’s got a lot of leeway to make up in his studies after his illness.

او بعد از بیماری‌اش فضای زیادی برای جبران در تحصیلاتش دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید