legato

[ایالات متحده]/lɪ'gɑːtəʊ/
[بریتانیا]/lɪ'gɑto/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به آرامی و به صورت پیوسته نواخته یا خوانده شده
adv. به صورت آرام و پیوسته

عبارات و ترکیب‌ها

play legato

اجرای لِگاتو

legato technique

تکنیک لِگاتو

legato style

سبک لِگاتو

جملات نمونه

The pianist played the piece legato.

پیانیست قطعه را به صورت لِگاتو اجرا کرد.

She sang the melody with a smooth legato style.

او ملودی را با سبکی روان و لِگاتو خواند.

Legato playing requires good finger control.

اجرای لِگاتو به کنترل خوب انگشتان نیاز دارد.

The violinist performed the passage legato.

ویولن زن قطعه را به صورت لِگاتو اجرا کرد.

The singer connected the notes smoothly in a legato phrase.

خواننده نت‌ها را به طور روان در یک عبارت لِگاتو به هم متصل کرد.

Legato passages are common in classical music.

قطعات لِگاتو در موسیقی کلاسیک رایج هستند.

The flutist played the legato passage with elegance.

فلوت زن قطعه لِگاتو را با ظرافت اجرا کرد.

Legato technique is essential for playing certain musical pieces.

تکنیک لِگاتو برای نواختن برخی قطعات موسیقی ضروری است.

The cellist executed the legato bowing flawlessly.

چه‌لیست با مهارت کامل، لِگاتو را اجرا کرد.

Legato phrasing adds a sense of fluidity to the music.

عبارت‌پردازی لِگاتو حسی از روانی را به موسیقی می‌بخشد.

نمونه‌های واقعی

That run of notes-legato or non legato?

آیا این سری نت‌ها ل‍گاتو یا نون‌لگاتو است؟

منبع: The Economist - Comprehensive

Crosby was famous for his beautiful legato phrasing, flowing effortlessly between notes.

کراسبی به خاطر عبارت ل‍گاتوی زیبا و بی‌دردسرش بین نت‌ها مشهور بود.

منبع: Cheddar Scientific Interpretation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید