staccato

[ایالات متحده]/stə'kɑːtəʊ/
[بریتانیا]/stə'kɑto/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نواختن نامتصل و جدا در موسیقی
adj. مربوط به یا نشان‌دهنده سبک نواختن موسیقی با نوت‌های نامتصل
adv. به‌طور نامتصل و جدا نواختن

جملات نمونه

a play of staccato scences

نمایشی از صحنه‌های جدا و ناگهانی

Her pencil tapped out a staccato rhythm on the desk top.

مدادش ریتم استاکاتو را روی سطح میز می‌نواخت.

I could hear the staccato clatter of Mexican from the next table.

من می‌توانستم صدای ریتمیک مکزیکی را از میز بعدی بشنوم.

her heels made a rapid staccato on the polished boards.

پاشنه های او یک استاکاتو سریع روی تخته های صیقلی ایجاد کرد.

نمونه‌های واقعی

Really? -Except there should be a dot above these to indicate staccato.

واقعاً؟ - به جز اینکه باید یک نقطه بالای اینها وجود داشته باشد تا نشان دهنده استاکاتو باشد.

منبع: Volume 4

He learned to stare at people without blinking, and he perfected long silences punctuated by staccato bursts of fast talking.

او یاد گرفت که بدون پلک زدن به مردم خیره شود و سکوت های طولانی را با انفجارهای سریع گفتاری که با استاکاتو همراه بودند، کامل کرد.

منبع: Steve Jobs Biography

" Poor Dodo, " she went on, in an amiable staccato.

منبع: Middlemarch (Part One)

The sound of the dialogue is what some people have described as " staccato."

صدای دیالوگ چیزی است که برخی افراد آن را " استاکاتو" توصیف کرده اند.

منبع: 2015 English Cafe

I really love his staccato dialogue and the way that the story develops.

من واقعاً عاشق دیالوگ استاکاتوی او و نحوه پیشرفت داستان هستم.

منبع: 2015 English Cafe

Now moves forward to meet its counterpart, whose tip might touch in repeated staccato movements.

حالا به سمت جلو حرکت می کند تا با همتای خود ملاقات کند، نوکی که ممکن است در حرکات تکراری استاکاتو لمس شود.

منبع: Sociology of Social Relations (Video Version)

" Work has become more staccato, " sums up Jared Spataro, who oversaw the research at Microsoft.

منبع: Economist Business

Then there was suddenly a rattling flutter at the window, staccato and loud upon the hushed, pent air.

ناگهان صدای لرزشی در پنجره به وجود آمد، استاکاتو و بلند در هوای ساکت و محصور.

منبع: Beauty and Destruction (Part 1)

Suddenly the painter appeared at the door of the studio and made staccato signs for them to come in.

ناگهان نقاش در در آتلیه ظاهر شد و علائم استاکاتو برای ورود آنها نشان داد.

منبع: The Picture of Dorian Gray

Pitching her voice on a much lower key, she kept up a staccato calling that reverberated through the forest.

با پایین آوردن صدای خود، او فریادهای استاکاتویی را حفظ کرد که در جنگل طنین انداز شد.

منبع: Southwest Associated University English Textbook

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید