licks

[ایالات متحده]/lɪk/
[بریتانیا]/lɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. با زبان گذراندن؛ با زبان گذراندن به منظور چشیدن، مرطوب کردن یا تمیز کردن؛ ضربه زدن
vi. با زبان گذراندن؛ به آرامی ضربه زدن
n. عمل لیس زدن؛ مقدار کمی

عبارات و ترکیب‌ها

licking a lollipop

لیسیدن آب‌نبات

licking a stamp

لیسیدن تمبر

licking lips

لیسیدن لب

licking a wound

لیسیدن زخم

lick up

بلعیدن

جملات نمونه

hasn't got a lick of common sense.

هیچ حس مشترکی ندارد.

The waves lick at the seawall.

امواج به دیوار ساحلی برخورد می‌کنند.

lick sb.’s spittle

唾液 کسی را لیسیدن

he licked the stamp and affixed it to the envelope.

او تمبر را لیسید و آن را به پاکت چسباند.

he licked the stamp and stuck it on the envelope.

او تمبر را لیسید و آن را روی پاکت چسباند.

the flames licked around the wood.

شعله‌ها دور چوب می‌چرخیدند.

licked her weight problem.

مشکل اضافه وزنش را حل کرد.

The flames licked at our feet.

شعله‌ها به پای ما برخورد کردند.

plates licked squeaky clean.

صفحه‌ها کاملاً تمیز لیس خورده بودند.

The dog licked the plate very clean.

سگ بشقاب را خیلی تمیز لیسید.

The flames licked up everything.

شعله‌ها همه چیز را به بالا بردند.

I only remember it was licking good.

من فقط به یاد دارم که خیلی خوشمزه بود.

All this house needs is a good clean and a lick of paint.

این خانه فقط به یک تمیز کردن خوب و یک لایه رنگ نیاز دارد.

They were licking their lips at the thought of clinching the deal.

آنها با فکر بستن قرارداد، با لذت لب هایشان را لیسیدند.

Do you think you can lick this company into shape?

فکر می‌کنید می‌توانید این شرکت را به شکل مورد نظر درآورید؟

The little boy is licking the ice-cream cone.

پسر کوچولو دارد قیف بستنی را لیس می‌زند.

نمونه‌های واقعی

I want you to have the first lick.

من می‌خواهم اولین لیس را به شما بدهم.

منبع: Lost Girl Season 4

Though, for the record, please don't lick batteries.

با این حال، برای سابقه، لطفاً باتری‌ها را نلیسید.

منبع: Scishow Selected Series

Would you like to lick the batter?

آیا دوست دارید خمیر را نجس کنید؟

منبع: Modern Family - Season 05

Looks like everything's had a fresh lick of paint.

به نظر می‌رسد همه چیز یک لیسه رنگ جدید داشته است.

منبع: Sarah and the little duckling

Sammy wants to have a lick of my ice cream.

سامی می‌خواهد یک لیس از بستنی من داشته باشد.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

He even pronounces words that don't make a lick of sense.

حتی کلماتی را که هیچ معنایی ندارند، تلفظ می‌کند.

منبع: Listening Digest

Really? You don't say? Because mine was licked on by kittens!

واقعاً؟ شما نمی‌گویید؟ چون من توسط بچه گربه ها لیس خورده شده است!

منبع: Friends Season 2

Yeah, go ahead, come on, come on, get your licks in, go ahead.

بله، ادامه بده، بیا، بیا، لیس‌های خود را بگیرید، ادامه بده.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

I mean, that is a huge lick to our state and the nation.

منظورم این است که این یک لیس بزرگ به ایالت و کشور ماست.

منبع: NPR News September 2021 Compilation

Let's throw it out and see if the cat licks it up.

بیایید آن را دور بیندازیم و ببینیم آیا گربه آن را نجس می‌کند.

منبع: Go blank axis version

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید