lidless

[ایالات متحده]/ˈlɪdləs/
[بریتانیا]/ˈlɪdləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون درپوش; بدون پلک; خیره یا تماشا کردن

عبارات و ترکیب‌ها

lidless eyes

چشم‌های بی‌پلک

lidless gaze

نگاه بی‌پلک

lidless stare

نگاه خیره بی‌پلک

lidless look

نگاه بی‌پلک

lidless vision

بینایی بی‌پلک

lidless watch

نگهداری بی‌پلک

lidless wonder

تحسین بی‌پلک

lidless awareness

آگاهی بی‌پلک

lidless perception

درک بی‌پلک

lidless insight

بینش بی‌پلک

جملات نمونه

the lidless jar exposed its contents to the air.

ظرف بدون درپوش محتویات خود را در معرض هوا قرار داد.

she felt a lidless gaze upon her.

او احساس کرد که نگاهی بدون پلک به سمت او است.

his lidless eyes showed no sign of sleep.

چشمان بدون پلکش نشان دهنده خستگی نبودند.

the lidless pot simmered on the stove.

قابلمه بدون درپوش روی اجاق گاز در حال جوشیدن بود.

she held the lidless cup carefully to avoid spills.

او فنجان بدون درپوش را با دقت در دست گرفت تا از ریختن آن جلوگیری کند.

the lidless container was easy to access.

دسترسی به ظرف بدون درپوش آسان بود.

he stared with lidless intensity at the screen.

او با شدت و بدون پلک به صفحه خیره شد.

the lidless box revealed its secrets.

جعبه بدون درپوش رازهای خود را آشکار کرد.

her lidless thoughts raced through her mind.

افکار بدون پلکش با سرعت در ذهنش می چرخید.

the lidless eye of the storm approached.

چشم بدون پلک طوفان نزدیک شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید