he lied
او دروغ گفت
she lied
او دروغ گفت
they lied
آنها دروغ گفتند
we lied
ما دروغ گفتیم
lied again
دوباره دروغ گفت
never lied
هیچ وقت دروغ نگفت
always lied
همیشه دروغ گفت
just lied
فقط دروغ گفت
why lied?
چرا دروغ گفت؟
he lied badly
او به طرز بدی دروغ گفت
he lied about his age to get into the club.
او درباره سن خود دروغ گفت تا وارد باشگاه شود.
she lied to her parents about where she was going.
او به والدینش درباره اینکه کجا میرود دروغ گفت.
they lied during the interview to impress the employer.
آنها در طول مصاحبه برای تحت تاثیر قرار دادن کارفرما دروغ گفتند.
he lied about finishing the project on time.
او درباره اتمام پروژه به موقع دروغ گفت.
she lied to avoid hurting his feelings.
او برای جلوگیری از ناراحتی او دروغ گفت.
they lied to cover up their mistakes.
آنها برای پوشاندن اشتباهات خود دروغ گفتند.
he lied when he said he had no money.
او زمانی که گفت هیچ پولی ندارد دروغ گفت.
she lied about her qualifications to get the job.
او برای گرفتن شغل درباره مدارک خود دروغ گفت.
he lied through his teeth during the trial.
او در طول محاکمه با تمام وجود دروغ گفت.
they lied to each other, thinking it was harmless.
آنها به یکدیگر دروغ گفتند، فکر میکردند بیضرر است.
he lied
او دروغ گفت
she lied
او دروغ گفت
they lied
آنها دروغ گفتند
we lied
ما دروغ گفتیم
lied again
دوباره دروغ گفت
never lied
هیچ وقت دروغ نگفت
always lied
همیشه دروغ گفت
just lied
فقط دروغ گفت
why lied?
چرا دروغ گفت؟
he lied badly
او به طرز بدی دروغ گفت
he lied about his age to get into the club.
او درباره سن خود دروغ گفت تا وارد باشگاه شود.
she lied to her parents about where she was going.
او به والدینش درباره اینکه کجا میرود دروغ گفت.
they lied during the interview to impress the employer.
آنها در طول مصاحبه برای تحت تاثیر قرار دادن کارفرما دروغ گفتند.
he lied about finishing the project on time.
او درباره اتمام پروژه به موقع دروغ گفت.
she lied to avoid hurting his feelings.
او برای جلوگیری از ناراحتی او دروغ گفت.
they lied to cover up their mistakes.
آنها برای پوشاندن اشتباهات خود دروغ گفتند.
he lied when he said he had no money.
او زمانی که گفت هیچ پولی ندارد دروغ گفت.
she lied about her qualifications to get the job.
او برای گرفتن شغل درباره مدارک خود دروغ گفت.
he lied through his teeth during the trial.
او در طول محاکمه با تمام وجود دروغ گفت.
they lied to each other, thinking it was harmless.
آنها به یکدیگر دروغ گفتند، فکر میکردند بیضرر است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید