lieutenancy

[ایالات متحده]/lef'tenənsɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موقعیت یا سمت یک ستوان، که به عنوان یک افسر عمل می‌کند
Word Forms

جملات نمونه

The market develops link up with of the lieutenancy target with director of each Electricity Supply Board, total wages..

بازار با پیوند دادن با معاونت هدف با مدیر هر شرکت برق، حقوق کل..

The cadre can go up can issue main body mechanism to be made by lieutenancy, fall into disuse make and choose appoint makes 3 parts comprise.

کارگزار می‌تواند صادر کند، مکانیسم اصلی را با درجه نظامی‌گری ایجاد کند، از بین بردن و انتخاب و انتصاب 3 بخش را شامل می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید