lifelines

[ایالات متحده]/ˈlaɪflaɪnz/
[بریتانیا]/ˈlaɪflaɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. طناب‌ها یا کابل‌هایی که برای نجات یا ایمنی استفاده می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

emergency lifelines

خطوط حیاتی اضطراری

social lifelines

خطوط حیات اجتماعی

financial lifelines

خطوط حیات مالی

support lifelines

خطوط حیات حمایتی

critical lifelines

خطوط حیات حیاتی

personal lifelines

خطوط حیات شخصی

community lifelines

خطوط حیات جامعه

emotional lifelines

خطوط حیات عاطفی

health lifelines

خطوط حیات بهداشتی

crucial lifelines

خطوط حیات حیاتی

جملات نمونه

friends can be lifelines in tough times.

دوستان می‌توانند در زمان‌های سخت، طناب نجات باشند.

he considered his family as his lifelines.

او خانواده‌اش را به عنوان طناب نجات خود در نظر می‌گرفت.

in challenging situations, support systems act as lifelines.

در شرایط دشوار، سیستم‌های حمایتی به عنوان طناب نجات عمل می‌کنند.

having mentors can serve as important lifelines in your career.

داشتن مربیان می‌تواند به عنوان طناب نجات مهمی در حرفه شما عمل کند.

during the crisis, volunteers became lifelines for the community.

در طول بحران، داوطلبان به طناب نجات جامعه تبدیل شدند.

education is often seen as a lifeline for future opportunities.

آموزش اغلب به عنوان طناب نجات برای فرصت‌های آینده دیده می‌شود.

in a relationship, communication acts as a lifeline.

در یک رابطه، ارتباط به عنوان طناب نجات عمل می‌کند.

emergency services provide lifelines during disasters.

خدمات اورژانس در هنگام فاجعه، طناب نجات ارائه می‌دهند.

financial aid can be a lifeline for struggling students.

کمک‌های مالی می‌تواند طناب نجات دانشجویان در حال دست و پا زدن باشد.

support groups are lifelines for those dealing with addiction.

گروه‌های حمایتی طناب نجات برای کسانی هستند که با اعتیاد دست و پنجه نرم می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید