liftoffs

[ایالات متحده]/ˈlɪftɒf/
[بریتانیا]/ˈlɪfˌtɔf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل یک موشک یا فضاپیما که از زمین خارج می‌شود؛ لحظه پرتاب یا برخاستن؛ عمل حرکت دادن چیزی به دور

عبارات و ترکیب‌ها

successful liftoff

پرتاب موفقیت آمیز

liftoff time

زمان پرتاب

prepare for liftoff

برای پرتاب آماده شوید

liftoff sequence

توالی پرتاب

liftoff confirmed

پرتاب تایید شد

post-liftoff check

بررسی پس از پرتاب

liftoff stage

مرحله پرتاب

liftoff delay

تاخیر پرتاب

liftoff window

پنجره پرتاب

first liftoff

اولین پرتاب

جملات نمونه

the rocket is ready for liftoff.

راکت برای پرتاب آماده است.

we watched the countdown to liftoff.

ما شمارش معکس تا پرتاب را تماشا کردیم.

there was a delay in the liftoff schedule.

تاخیر در برنامه پرتاب وجود داشت.

the liftoff went smoothly without any issues.

پرتاب بدون هیچ مشکلی به خوبی انجام شد.

scientists celebrated the successful liftoff.

دانشمندان جشن موفقیت آمیز پرتاب را گرفتند.

they prepared the spacecraft for liftoff.

آنها فضاپیما را برای پرتاب آماده کردند.

after months of preparation, liftoff finally occurred.

پس از ماه ها آمادگی، پرتاب سرانجام اتفاق افتاد.

the liftoff was broadcasted live on television.

پرتاب به طور زنده در تلویزیون پخش شد.

engineers monitored the liftoff from the control room.

مهندسان پرتاب را از اتاق کنترل نظارت کردند.

everyone cheered when the liftoff happened.

وقتی پرتاب اتفاق افتاد همه تشویق کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید