lignified

[ایالات متحده]/ˈlɪɡ.nɪ.faɪd/
[بریتانیا]/ˈlɪɡ.nɪ.faɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکت lignify

عبارات و ترکیب‌ها

lignified tissue

بافت لیگن‌دار

lignified cells

سلول‌های لیگن‌دار

lignified stems

ساقه لیگن‌دار

lignified roots

ریشه لیگن‌دار

lignified structures

ساختارهای لیگن‌دار

lignified branches

شاخه لیگن‌دار

lignified wood

چوب لیگن‌دار

lignified plants

گیاهان لیگن‌دار

lignified fibers

الیاف لیگن‌دار

lignified tissue culture

کشت بافت لیگن‌دار

جملات نمونه

the lignified tissue provides structural support to the plant.

بافت لیگن‌دار، پشتیبانی ساختاری را برای گیاه فراهم می‌کند.

in some species, the lignified parts are crucial for survival.

در برخی گونه‌ها، اجزای لیگن‌دار برای بقا حیاتی هستند.

lignified cells help in water transportation within the plant.

سلول‌های لیگن‌دار به حمل و نقل آب در داخل گیاه کمک می‌کنند.

the lignified bark protects the tree from environmental damage.

کره لیگن‌دار درخت را از آسیب‌های محیطی محافظت می‌کند.

during the aging process, the plant becomes more lignified.

در طول فرآیند پیری، گیاه بیشتر لیگن‌دار می‌شود.

researchers study lignified tissues to understand plant resilience.

محققان بافت‌های لیگن‌دار را برای درک تاب‌آوری گیاهان مطالعه می‌کنند.

some fruits have lignified structures that aid in seed protection.

برخی از میوه‌ها دارای ساختارهای لیگن‌دار هستند که به محافظت از دانه کمک می‌کنند.

the lignified roots anchor the plant firmly in the soil.

ریشه‌های لیگن‌دار گیاه را به طور محکم در خاک ریشه می‌کنند.

in botany, lignified tissues are essential for woody plants.

در گیاه‌شناسی، بافت‌های لیگن‌دار برای گیاهان چوبی ضروری هستند.

understanding lignified structures can improve agricultural practices.

درک ساختارهای لیگن‌دار می‌تواند شیوه‌های کشاورزی را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید