lilt

[ایالات متحده]/lɪlt/
[بریتانیا]/lɪlt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حرکتی سبک و شاداب؛ ملودی‌ای سبک و شاداب
vt. به طور سبک و شاداب حرکت کردن یا آواز خواندن
vi. به طور سبک و شاداب حرکت کردن یا آواز خواندن

جملات نمونه

the lilt of the Hawaiian music.

ریتم دلنشین موسیقی هاوایی

a lilting Irish accent.

لهجه ی ایرلندی دلنشین

an easy lilting stride; the flute broke into a light lilting air; a swinging pace; a graceful swingy walk; a tripping singing measure.

یک گام ریتمیک آسان؛ فلوت وارد یک هوای ریتمیک و سبک شد؛ یک سرعت نوسانی؛ یک قدم ریتمیک و باوقار؛ یک اندازه آواز ریتمیک.

The 1913 Lullaby on an ancient Irish Tune is altogether edgier, with a sinuous winding melody and lilting polytonal exchanges.

نوید 1913 بر اساس یک ترانه ی ایرلندی باستانی، به طور کلی جسورانه تر است، با یک ملودی پیچیده و مارپیچ و تبادلات چند صدایی دلنشین.

The singer's voice had a beautiful lilt to it.

صدای خواننده ریتم دلنشینی داشت.

She spoke with a gentle lilt in her voice.

او با ریتم ملایم در صدایش صحبت کرد.

The traditional Irish music had a lively lilt.

موسیقی سنتی ایرلندی ریتم زنده ای داشت.

Her laughter had a musical lilt to it.

خنده او ریتم موسیقیایی دلنشینی داشت.

The children danced to the lilt of the music.

کودکان با ریتم موسیقی رقصیدند.

The poem had a lyrical lilt that captivated the audience.

شعر دارای ریتم غنایی دلنشینی بود که مخاطبان را مجذوب خود کرد.

His speech had a charming lilt that made everyone smile.

سخنرانی او دارای ریتم دلنشینی بود که باعث لبخند روی چهره همه می شد.

The wind carried a soft lilt through the trees.

باد ریتم ملایمی را در میان درختان حمل می کرد.

The actress delivered her lines with a playful lilt.

بازیگر خطوط خود را با ریتم بازیگوشانه ارائه کرد.

The novel was written with a poetic lilt that enchanted readers.

رمان با ریتم شاعرانه ای نوشته شده بود که خوانندگان را مجذوب خود کرد.

نمونه‌های واقعی

He replied, in his languid, ever-courteous southern lilt, “The hell you say.”

او با لحنی آرام و مؤدبانه گفت: "واقعاً؟"

منبع: The Economist - Comprehensive

These special features include a lilt or " sing-song" sound to the language, and plenty of local slang.

این ویژگی های خاص شامل لحن یا صدای "آهنگی" در زبان و اصطلاحات محلی فراوان است.

منبع: Advanced American English by Lai Shih-hsiung

Only the people to whom they refer can lilt them from the shelves without suffering madness.

فقط کسانی که به آنها اشاره می شود می توانند آنها را از قفسه ها خارج کنند بدون اینکه دچار جنون شوند.

منبع: 5. Harry Potter and the Order of the Phoenix

But there was, at least, a lilt; she felt her own feet wanting to dance as she got nearer.

اما حداقل لحنی وجود داشت؛ او احساس کرد که پا هایش می خواهند برقصند وقتی نزدیکتر می شد.

منبع: The Chronicles of Narnia: Prince Caspian

I mean, I think it's got a certain lilt.

منظورم این است که فکر می کنم لحن خاصی دارد.

منبع: Radio Laboratory

Both of them liked lilac lily and enjoyed the lilt.

هر دو از نیلوفر بنفسی و از لحن آن لذت بردند.

منبع: Pan Pan

She threw the words out, almost with a lilt.

او این کلمات را گفت، تقریباً با لحنی.

منبع: The Woman at the Bottom of the Lake (Part 2)

Slipping into oblivion to the lilt of rippling waves.

در حال غرق شدن در فراموشی با لحن امواج.

منبع: The Durrells Season 3

" I am Chani, daughter of Liet." The voice was lilting, half filled with laughter.

"من چانی هستم، دختر لیات." صدای او با لحنی و با خنده ای همراه بود.

منبع: "Dune" audiobook

She has a nice lilt in her voice, but it's so high-pitched and squeaky.

صدای او لحن خوبی دارد، اما خیلی زیر و جیغی است.

منبع: 2008 ESLPod

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید