litigated

[ایالات متحده]/ˈlɪtɪɡeɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈlɪtɪˌɡeɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکتی از litigate

عبارات و ترکیب‌ها

litigated case

پرونده‌ی دادرسی

litigated matter

موضوع دادرسی

litigated claim

ادعای دادرسی

litigated dispute

اختلاف دادرسی

litigated issue

مسئله‌ی دادرسی

litigated action

اقدام دادرسی

litigated agreement

توافق دادرسی

litigated judgment

حکم دادگاه

litigated rights

حقوق دادرسی

litigated proceedings

دادخواست‌ها

جملات نمونه

they litigated the case for several years.

آنها برای چندین سال بر سر این پرونده دادخواهی کردند.

she decided to litigate against the company.

او تصمیم گرفت علیه شرکت دادخواهی کند.

the issue was litigated in federal court.

این موضوع در دادگاه فدرال مورد دادخواهی قرار گرفت.

many disputes are often litigated instead of mediated.

بسیاری از اختلافات اغلب به جای میانجیگری، دادخواهی می شوند.

they have litigated multiple claims over the years.

آنها در طول سال‌ها چندین ادعا را دادخواهی کرده‌اند.

he litigated his rights vigorously.

او به طور قاطعانه حقوق خود را دادخواهی کرد.

the parties agreed to litigate in a different jurisdiction.

طرفین توافق کردند که در یک حوزه قضایی دیگر دادخواهی کنند.

litigated cases can take a long time to resolve.

پرونده‌های دادخواهی می‌توانند زمان زیادی طول بکشند تا حل و فصل شوند.

she has litigated several high-profile cases.

او چندین پرونده مهم را دادخواهی کرده است.

they chose to litigate rather than settle.

آنها ترجیح دادند به جای مصالحه، دادخواهی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید