litigated case
پروندهی دادرسی
litigated matter
موضوع دادرسی
litigated claim
ادعای دادرسی
litigated dispute
اختلاف دادرسی
litigated issue
مسئلهی دادرسی
litigated action
اقدام دادرسی
litigated agreement
توافق دادرسی
litigated judgment
حکم دادگاه
litigated rights
حقوق دادرسی
litigated proceedings
دادخواستها
they litigated the case for several years.
آنها برای چندین سال بر سر این پرونده دادخواهی کردند.
she decided to litigate against the company.
او تصمیم گرفت علیه شرکت دادخواهی کند.
the issue was litigated in federal court.
این موضوع در دادگاه فدرال مورد دادخواهی قرار گرفت.
many disputes are often litigated instead of mediated.
بسیاری از اختلافات اغلب به جای میانجیگری، دادخواهی می شوند.
they have litigated multiple claims over the years.
آنها در طول سالها چندین ادعا را دادخواهی کردهاند.
he litigated his rights vigorously.
او به طور قاطعانه حقوق خود را دادخواهی کرد.
the parties agreed to litigate in a different jurisdiction.
طرفین توافق کردند که در یک حوزه قضایی دیگر دادخواهی کنند.
litigated cases can take a long time to resolve.
پروندههای دادخواهی میتوانند زمان زیادی طول بکشند تا حل و فصل شوند.
she has litigated several high-profile cases.
او چندین پرونده مهم را دادخواهی کرده است.
they chose to litigate rather than settle.
آنها ترجیح دادند به جای مصالحه، دادخواهی کنند.
litigated case
پروندهی دادرسی
litigated matter
موضوع دادرسی
litigated claim
ادعای دادرسی
litigated dispute
اختلاف دادرسی
litigated issue
مسئلهی دادرسی
litigated action
اقدام دادرسی
litigated agreement
توافق دادرسی
litigated judgment
حکم دادگاه
litigated rights
حقوق دادرسی
litigated proceedings
دادخواستها
they litigated the case for several years.
آنها برای چندین سال بر سر این پرونده دادخواهی کردند.
she decided to litigate against the company.
او تصمیم گرفت علیه شرکت دادخواهی کند.
the issue was litigated in federal court.
این موضوع در دادگاه فدرال مورد دادخواهی قرار گرفت.
many disputes are often litigated instead of mediated.
بسیاری از اختلافات اغلب به جای میانجیگری، دادخواهی می شوند.
they have litigated multiple claims over the years.
آنها در طول سالها چندین ادعا را دادخواهی کردهاند.
he litigated his rights vigorously.
او به طور قاطعانه حقوق خود را دادخواهی کرد.
the parties agreed to litigate in a different jurisdiction.
طرفین توافق کردند که در یک حوزه قضایی دیگر دادخواهی کنند.
litigated cases can take a long time to resolve.
پروندههای دادخواهی میتوانند زمان زیادی طول بکشند تا حل و فصل شوند.
she has litigated several high-profile cases.
او چندین پرونده مهم را دادخواهی کرده است.
they chose to litigate rather than settle.
آنها ترجیح دادند به جای مصالحه، دادخواهی کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید