lobs

[ایالات متحده]/lɒbz/
[بریتانیا]/lɑbz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص سنگین؛ توپ بلند
v. به توپ آرام زدن؛ به طور ناپایدار راه رفتن؛ پرتاب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

lobs of fun

سرگرمی‌های فراوان

lobs of love

عشق فراوان

lobs of work

کار فراوان

lobs of food

غذا فراوان

lobs of laughter

خنده فراوان

lobs of energy

انرژی فراوان

lobs of money

پول فراوان

lobs of support

حمایت فراوان

lobs of creativity

خلاقیت فراوان

lobs of excitement

هیجان فراوان

جملات نمونه

the player lobs the ball over the net.

بازیکن توپ را از روی شبکه پرتاب می‌کند.

she lobs the frisbee to her friend.

او فرس‌بی را به دوستش پرتاب می‌کند.

the chef lobs the ingredients into the pot.

سرآشپز مواد را داخل قابلمه پرتاب می‌کند.

he lobs a question at the speaker.

او یک سؤال به سمت سخنران پرتاب می‌کند.

during the game, she lobs the ball with precision.

در طول بازی، او توپ را با دقت پرتاب می‌کند.

the dog lobs the stick back to its owner.

سگ چوب را به سمت صاحبش پرتاب می‌کند.

he lobs a compliment to his colleague.

او یک تعریف به همکارش پرتاب می‌کند.

the coach lobs advice at the players.

مربی نصیحت را به سمت بازیکنان پرتاب می‌کند.

she lobs a pillow at her brother playfully.

او به طور بازیگانه یک بالش به سمت برادرش پرتاب می‌کند.

the child lobs a toy into the air.

کودک یک اسباب‌بازی را به هوا پرتاب می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید