long-lived species
گونههای با طول عمر زیاد
long-lived tradition
یک سنت طولانیعمر
long-lived tree
درخت با طول عمر زیاد
long-lived empire
امپراتوری با طول عمر زیاد
being long-lived
طول عمر داشتن
long-lived career
مسیر شغلی طولانیعمر
long-lived memory
حافظه طولانیعمر
long-lived legacy
میراث طولانیعمر
were long-lived
طول عمر داشتند
long-lived reign
حکمرانی طولانیعمر
the long-lived oak tree stood tall in the park.
درخت بلوط دراز عمر در پارک ایستاده بود.
many cultures revere long-lived individuals as wise elders.
فرهنگهای بسیاری افراد با طول عمر زیاد را به عنوان بزرگان خردمند مورد احترام قرار میدهند.
the tortoise is known for being a long-lived reptile.
لاکپشت به خاطر طول عمر زیادش به عنوان یک خزندگان شناخته شده است.
she researched long-lived species for her biology project.
او گونههای با طول عمر زیاد را برای پروژه زیستشناسی خود مورد تحقیق قرار داد.
the long-lived tradition of tea ceremonies continues today.
رسوم طولانیمدت مراسم چای همچنان امروز ادامه دارد.
he inherited a long-lived family business.
او یک کسب و کار خانوادگی با طول عمر زیاد را به ارث برد.
the long-lived empire left a lasting impact on the region.
امپراتوری با طول عمر زیاد تأثیر ماندگاری بر منطقه گذاشت.
they studied the secrets of long-lived people in okinawa.
آنها اسرار مردم با طول عمر زیاد در اوکیناوا را مطالعه کردند.
the long-lived coral reef is a vibrant ecosystem.
جزیره مرجانی با طول عمر زیاد یک اکوسیستم پر جنب و جوش است.
the company has a long-lived reputation for quality.
شرکت از دیرباز به دلیل کیفیت شهرت دارد.
he wrote about the challenges of long-lived marriages.
او در مورد چالشهای وصلتهای طولانیمدت نوشت.
long-lived species
گونههای با طول عمر زیاد
long-lived tradition
یک سنت طولانیعمر
long-lived tree
درخت با طول عمر زیاد
long-lived empire
امپراتوری با طول عمر زیاد
being long-lived
طول عمر داشتن
long-lived career
مسیر شغلی طولانیعمر
long-lived memory
حافظه طولانیعمر
long-lived legacy
میراث طولانیعمر
were long-lived
طول عمر داشتند
long-lived reign
حکمرانی طولانیعمر
the long-lived oak tree stood tall in the park.
درخت بلوط دراز عمر در پارک ایستاده بود.
many cultures revere long-lived individuals as wise elders.
فرهنگهای بسیاری افراد با طول عمر زیاد را به عنوان بزرگان خردمند مورد احترام قرار میدهند.
the tortoise is known for being a long-lived reptile.
لاکپشت به خاطر طول عمر زیادش به عنوان یک خزندگان شناخته شده است.
she researched long-lived species for her biology project.
او گونههای با طول عمر زیاد را برای پروژه زیستشناسی خود مورد تحقیق قرار داد.
the long-lived tradition of tea ceremonies continues today.
رسوم طولانیمدت مراسم چای همچنان امروز ادامه دارد.
he inherited a long-lived family business.
او یک کسب و کار خانوادگی با طول عمر زیاد را به ارث برد.
the long-lived empire left a lasting impact on the region.
امپراتوری با طول عمر زیاد تأثیر ماندگاری بر منطقه گذاشت.
they studied the secrets of long-lived people in okinawa.
آنها اسرار مردم با طول عمر زیاد در اوکیناوا را مطالعه کردند.
the long-lived coral reef is a vibrant ecosystem.
جزیره مرجانی با طول عمر زیاد یک اکوسیستم پر جنب و جوش است.
the company has a long-lived reputation for quality.
شرکت از دیرباز به دلیل کیفیت شهرت دارد.
he wrote about the challenges of long-lived marriages.
او در مورد چالشهای وصلتهای طولانیمدت نوشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید