lop

[ایالات متحده]/lɒp/
[بریتانیا]/lɑp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. بریدن; قطع کردن شاخه‌ها
vi. بریدن، قطع کردن; ولگردی کردن
n. شاخه‌های قطع شده
adj. آویزان
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریlopping
شکل سوم شخص مفردlops
جمعlops
قسمت سوم فعلlopped
زمان گذشتهlopped

عبارات و ترکیب‌ها

lop off

حذف کردن

lop down

پایین آوردن

جملات نمونه

a dark pig with lop-ears.

گراز سیاهی با گوش‌های آویزان

it lops an hour off journey times.

یک ساعت از زمان سفر کم می‌کند.

the dog was loping along by his side.

سگ با گام‌های آهسته در کنارش در حال حرکت بود.

Your stride length is enormous, and it gives you this animalistic, loping gait, since you're always on your tiptoes.

طول گام شما بسیار زیاد است و به شما این راه رفتن حیوانی و گام مانند می دهد، زیرا همیشه روی پنجه پا هستید.

Colloform, frambo idal textures and laminated, brecciated structures of exhalation are widely deve loped in the stratiform ores.

بافت‌های کلوئیدی، فرامبو ایدال و ساختارهای لایه‌گذاری شده و برسی‌دار ناشی از تنفس، به طور گسترده در سنگ‌های رسوبی استراتیفرم توسعه یافته‌اند.

نمونه‌های واقعی

Also the neo-Assyrians loved to find would-be rebels and lop off their appendages.

همچنین نوآشوریان عاشق یافتن شورشیان بالقوه و قطع اعضای آنها بودند.

منبع: World History Crash Course

So for example, lopping off a tail is pretty significant damage, but it won't kill the whale.

بنابراین، به عنوان مثال، قطع دم آسیب جدی است، اما باعث مرگ نهنگ نمی شود.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American May 2023 Collection

Digital in name only, the new banknotes lop six zeros off a currency ravaged by years of hyperinflation.

فقط به نام دیجیتال، اسکناس‌های جدید شش صفر از ارز آسیب‌دیده در اثر سال‌ها تورم افسارگسیخته کم می‌کنند.

منبع: The Economist (Summary)

Until that moment arrives, half the long tail is lopped off.

تا زمانی که آن لحظه فرا رسد، نیمی از دم بلند قطع می‌شود.

منبع: Economist Business

Again, lopping off your leg, to clip a toenail.

باز هم، قطع پا، برای کوتاه کردن ناخن.

منبع: Chubbyemu

Killer lopped off his ear and set him on fire.

قاتل گوشش را قطع کرد و او را به آتش کشید.

منبع: Hannibal

Three rabbit mothers hopped about with lopping ears and watched their little rabbits playing, too.

سه مادر خرگوش با گوش‌های آویزان در اطراف می‌پریدند و بچه‌های کوچکشان را بازی می‌کردند.

منبع: The little cabin on the grassland.

That is, he lopped logs and searched for lodestone in the forest.

یعنی، او چوب‌ها را قطع کرد و در جنگل به دنبال سنگ آهن بود.

منبع: Pan Pan

It's a shame we're gonna have to lop their heads off.

متاسفیم که مجبور به قطع کردن سر آنها خواهیم بود.

منبع: Mad Men Season 1

And for the jalapenos, I'm just gonna lop off the stem and then cut them in half.

و برای فلفل‌های تند، من فقط ساقه را قطع می‌کنم و سپس آنها را از وسط می‌برم.

منبع: Kitchen Deliciousness Competition

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید