loudening

[ایالات متحده]/[ˈlaʊdnɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈlaʊdnɪŋ]/

ترجمه

adj. به تدریج صدیدتر شدن؛ افزایش حجم.
adv. به تدریج صدیدتر شدن؛ به طور افزایشی.
n. عمل به تدریج صدیدتر شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

loudening roar

صوت بلند شونده

loudening sound

صوت بلند شونده

loudening voices

صداهای بلند شونده

a loudening hum

گریوی بلند شونده

loudening applause

تشویق بلند شونده

loudening debate

مباحثه بلند شونده

loudening protests

تجمعات بلند شونده

loudening criticism

انتقاد بلند شونده

loudening tension

تنش بلند شونده

loudening atmosphere

جو بلند شونده

جملات نمونه

the rumbling of the volcano was a loudening threat.

همزمان با افزایش صدای آتشفشان، تهدیدی بزرگتر شد.

we heard a loudening siren as we approached the hospital.

همزمان با نزدیک شدن به بیمارستان، صدای سیفون افزایش یافت.

the loudening applause signaled the end of the performance.

تجلیل همراه با افزایش صدای تحسین، پایان اجرایی را نشان داد.

a loudening chorus of complaints filled the meeting room.

همزمان با افزایش صدای شکایت، اتاق جلسه را پر کرد.

the loudening wind rattled the windows of the old house.

همزمان با افزایش باد، پنجره‌های خانه قدیمی را لرزاند.

the loudening roar of the crowd was deafening.

همزمان با افزایش زئو، زور آواز جمعیت دلگیر کننده بود.

the loudening drone of the engine was unsettling.

همزمان با افزایش صدای موتور، ناخوشایند بود.

a loudening argument erupted between the two colleagues.

همزمان با افزایش اختلاف نظر، بین دو همکار بروز کرد.

the loudening sound of approaching traffic alerted us.

همزمان با افزایش صدای ترافیک نزدیک، ما را هشدار داد.

we noticed a loudening clicking noise coming from the machine.

همزمان با افزایش صدای کلیک، از ماشین متوجه شدیم.

the loudening beat of the music filled the dance floor.

همزمان با افزایش ضرب‌المله موسیقی، زمین رقص را پر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید