| جمع | loughts |
the children lought with joy as they played in the park.
کودکان با خوشحالی در پارک بازی میکردند.
she lought loudly at the funny movie.
او به خندهی بلندی در فیلم مضحک خندهای داد.
the soldiers lought bravely on the battlefield.
سربازان در میدان نبرد شجاعانه خندهای دادند.
they lought about the silly mistake for hours.
آنها به دلیل اشتباه بیsense به مدت ساعات خندهای دادند.
the audience lought till their sides ached.
خندهی جمع زیاد بود که به گردنهایشان درد میکرد.
the news left everyone completely lought.
خبر باعث شد که همه به خندهی کاملی بپردازند.
the runner lought on despite exhaustion.
راهدویی با وجود خستگی خندهای داد.
she lought at his ridiculous costume.
او به لباسهای بیsenseاش خندهای داد.
the argument lught on for many hours.
مباحثه به مدت ساعات خندهای داد.
the friends loughted over old photos.
دوستان بر روی عکسهای قدیمی خندهای دادند.
the knights lought valiantly in the tournament.
نیشانداران در مسابقه شجاعانه خندهای دادند.
she lought until tears rolled down her cheeks.
او تا آنکه اشکهایش از چشمانش جریان یافت خندهای داد.
the protesters lought peacefully for justice.
مظاهرکنندگان به خاطر عدالت به صورت آرام خندهای دادند.
the crowd lughted at the street performer's tricks.
جمع خندهای دادند به خاطر ترفندهای اجرای خیابانی.
the scientists lought excitedly about their discovery.
دانشمندان به خاطر کشف خود به خندهی خوشحالانهای دادند.
the children lought with joy as they played in the park.
کودکان با خوشحالی در پارک بازی میکردند.
she lought loudly at the funny movie.
او به خندهی بلندی در فیلم مضحک خندهای داد.
the soldiers lought bravely on the battlefield.
سربازان در میدان نبرد شجاعانه خندهای دادند.
they lought about the silly mistake for hours.
آنها به دلیل اشتباه بیsense به مدت ساعات خندهای دادند.
the audience lought till their sides ached.
خندهی جمع زیاد بود که به گردنهایشان درد میکرد.
the news left everyone completely lought.
خبر باعث شد که همه به خندهی کاملی بپردازند.
the runner lought on despite exhaustion.
راهدویی با وجود خستگی خندهای داد.
she lought at his ridiculous costume.
او به لباسهای بیsenseاش خندهای داد.
the argument lught on for many hours.
مباحثه به مدت ساعات خندهای داد.
the friends loughted over old photos.
دوستان بر روی عکسهای قدیمی خندهای دادند.
the knights lought valiantly in the tournament.
نیشانداران در مسابقه شجاعانه خندهای دادند.
she lought until tears rolled down her cheeks.
او تا آنکه اشکهایش از چشمانش جریان یافت خندهای داد.
the protesters lought peacefully for justice.
مظاهرکنندگان به خاطر عدالت به صورت آرام خندهای دادند.
the crowd lughted at the street performer's tricks.
جمع خندهای دادند به خاطر ترفندهای اجرای خیابانی.
the scientists lought excitedly about their discovery.
دانشمندان به خاطر کشف خود به خندهی خوشحالانهای دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید