low-ranked officer
نیروی نظامی پایین رتبه
low-ranked employee
کارمند پایین رتبه
low-ranked position
موقعیت پایین رتبه
being low-ranked
بودن در رتبه پایین
low-ranked team
تیم پایین رتبه
low-ranked status
وضعیت پایین رتبه
low-ranked school
مدرسه پایین رتبه
low-ranked player
بازیکن پایین رتبه
low-ranked list
لیست پایین رتبه
low-ranked candidate
نامزد پایین رتبه
the team was initially comprised of low-ranked players.
تیم ابتدا از بازیکنان رتبه پایین تشکیل شده بود.
he started as a low-ranked officer in the military.
او به عنوان یک افسر رتبه پایین در نیروی مسلح شروع کرد.
despite being low-ranked, she showed great potential.
رغم اینکه رتبه پایین داشت، او پتانسیل زیادی نشان داد.
the low-ranked employees often face challenging conditions.
کارکنان رتبه پایین اغلب با شرایط چالش برانگیز مواجه میشوند.
he climbed the ranks from a low-ranked position.
او از یک موقعیت رتبه پایین در رتبهها بالا رفت.
the company promoted several low-ranked staff members.
شرکت چند نفر از کارکنان رتبه پایین را منصوب کرد.
many low-ranked soldiers lacked proper training.
بسیاری از سربازان رتبه پایین آموزش مناسبی نداشتند.
the low-ranked chess player surprised everyone with a win.
بازیکن شطرنج رتبه پایین با یک پیروزی همه را شگفت زده کرد.
she was initially assigned to a low-ranked department.
او ابتدا به یک بخش رتبه پایین منصوب شد.
the low-ranked software developer worked diligently.
توسعه دهنده نرم افزار رتبه پایین با دقت کار کرد.
he accepted the low-ranked role to gain experience.
او نقش رتبه پایین را پذیرفته تا تجربه کسب کند.
low-ranked officer
نیروی نظامی پایین رتبه
low-ranked employee
کارمند پایین رتبه
low-ranked position
موقعیت پایین رتبه
being low-ranked
بودن در رتبه پایین
low-ranked team
تیم پایین رتبه
low-ranked status
وضعیت پایین رتبه
low-ranked school
مدرسه پایین رتبه
low-ranked player
بازیکن پایین رتبه
low-ranked list
لیست پایین رتبه
low-ranked candidate
نامزد پایین رتبه
the team was initially comprised of low-ranked players.
تیم ابتدا از بازیکنان رتبه پایین تشکیل شده بود.
he started as a low-ranked officer in the military.
او به عنوان یک افسر رتبه پایین در نیروی مسلح شروع کرد.
despite being low-ranked, she showed great potential.
رغم اینکه رتبه پایین داشت، او پتانسیل زیادی نشان داد.
the low-ranked employees often face challenging conditions.
کارکنان رتبه پایین اغلب با شرایط چالش برانگیز مواجه میشوند.
he climbed the ranks from a low-ranked position.
او از یک موقعیت رتبه پایین در رتبهها بالا رفت.
the company promoted several low-ranked staff members.
شرکت چند نفر از کارکنان رتبه پایین را منصوب کرد.
many low-ranked soldiers lacked proper training.
بسیاری از سربازان رتبه پایین آموزش مناسبی نداشتند.
the low-ranked chess player surprised everyone with a win.
بازیکن شطرنج رتبه پایین با یک پیروزی همه را شگفت زده کرد.
she was initially assigned to a low-ranked department.
او ابتدا به یک بخش رتبه پایین منصوب شد.
the low-ranked software developer worked diligently.
توسعه دهنده نرم افزار رتبه پایین با دقت کار کرد.
he accepted the low-ranked role to gain experience.
او نقش رتبه پایین را پذیرفته تا تجربه کسب کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید