low-ranked

[ایالات متحده]/[ˈləʊˌrænkt]/
[بریتانیا]/[ˈloʊˌrænkt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای موقعیت یا رتبه پایین؛ در رتبه پایین قرار داشتن؛ متوسط نبودن.
n. فرد یا چیزی با رتبه پایین.

عبارات و ترکیب‌ها

low-ranked officer

نیروی نظامی پایین رتبه

low-ranked employee

کارمند پایین رتبه

low-ranked position

موقعیت پایین رتبه

being low-ranked

بودن در رتبه پایین

low-ranked team

تیم پایین رتبه

low-ranked status

وضعیت پایین رتبه

low-ranked school

مدرسه پایین رتبه

low-ranked player

بازیکن پایین رتبه

low-ranked list

لیست پایین رتبه

low-ranked candidate

نامزد پایین رتبه

جملات نمونه

the team was initially comprised of low-ranked players.

تیم ابتدا از بازیکنان رتبه پایین تشکیل شده بود.

he started as a low-ranked officer in the military.

او به عنوان یک افسر رتبه پایین در نیروی مسلح شروع کرد.

despite being low-ranked, she showed great potential.

رغم اینکه رتبه پایین داشت، او پتانسیل زیادی نشان داد.

the low-ranked employees often face challenging conditions.

کارکنان رتبه پایین اغلب با شرایط چالش برانگیز مواجه می‌شوند.

he climbed the ranks from a low-ranked position.

او از یک موقعیت رتبه پایین در رتبه‌ها بالا رفت.

the company promoted several low-ranked staff members.

شرکت چند نفر از کارکنان رتبه پایین را منصوب کرد.

many low-ranked soldiers lacked proper training.

بسیاری از سربازان رتبه پایین آموزش مناسبی نداشتند.

the low-ranked chess player surprised everyone with a win.

بازیکن شطرنج رتبه پایین با یک پیروزی همه را شگفت زده کرد.

she was initially assigned to a low-ranked department.

او ابتدا به یک بخش رتبه پایین منصوب شد.

the low-ranked software developer worked diligently.

توسعه دهنده نرم افزار رتبه پایین با دقت کار کرد.

he accepted the low-ranked role to gain experience.

او نقش رتبه پایین را پذیرفته تا تجربه کسب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید