lowboy

[ایالات متحده]/ˈləʊbɔɪ/
[بریتانیا]/ˈloʊbɔɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کمد یا جعبه کشودار کوتاه؛ نوعی مبلمان که معمولاً برای ذخیره‌سازی استفاده می‌شود
Word Forms
جمعlowboys

عبارات و ترکیب‌ها

lowboy trailer

تریلی تریلر کم ارتفاع

lowboy truck

تریلی کم ارتفاع

lowboy ramp

رمپ کم ارتفاع

lowboy design

طراحی کم ارتفاع

lowboy height

ارتفاع کم ارتفاع

lowboy capacity

ظرفیت کم ارتفاع

lowboy dimensions

ابعاد کم ارتفاع

lowboy specifications

مشخصات کم ارتفاع

lowboy features

ویژگی های کم ارتفاع

lowboy accessories

لوازم جانبی کم ارتفاع

جملات نمونه

the antique shop has a beautiful lowboy in the corner.

فروشگاه عتیقه‌فروشی یک کمبل استایل زیبا در گوشه داشت.

he decided to restore the old lowboy he inherited from his grandmother.

او تصمیم گرفت کمبل استایل قدیمی که از مادربزرگش به ارث برده بود را بازسازی کند.

the lowboy was filled with family heirlooms and treasures.

کمبل استایل پر از ارثیه و گنج‌های خانوادگی بود.

she placed the vase on the lowboy to showcase it.

او برای نمایش آن، گلدان را روی کمبل استایل قرار داد.

they used the lowboy as a decorative piece in the hallway.

آنها از کمبل استایل به عنوان یک قطعه تزئینی در راهرو استفاده کردند.

the lowboy's intricate carvings caught everyone's attention.

نمای حکاکی پیچیده کمبل استایل توجه همه را جلب کرد.

he found a vintage lowboy at the flea market.

او یک کمبل استایل قدیمی را در بازار محلی پیدا کرد.

she organized her jewelry in the drawers of the lowboy.

او جواهرات خود را در کشوهای کمبل استایل مرتب کرد.

the lowboy was the centerpiece of the living room.

کمبل استایل نقطه کانونی اتاق نشیمن بود.

he painted the lowboy a bright color to match the decor.

او کمبل استایل را به رنگ روشن برای مطابقت با دکوراسیون رنگ کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید