lowlier

[ایالات متحده]/'ləʊlɪ/
[بریتانیا]/'loli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در رده یا موقعیت پایین؛ فروتن؛ متواضع
adv. در یک موقعیت پایین؛ به آرامی؛ با تواضع

عبارات و ترکیب‌ها

lowly paid

کم‌درآمد

lowly status

جایگاه پایین

lowly regarded

به‌طور پایین‌موردِنگر

جملات نمونه

a lowly position in life

موقعیت پایین در زندگی

The saint had a lowly heart.

قلب او بسیار فروتن بود.

He had a lowly heart.

او قلبی فروتن داشت.

lowly virtue is the jest of fools.

فضیلت پایین، خنده ابلهان است.

she'd been too good for her lowly position.

او برای موقعیت پایین خود خیلی خوب بود.

A number of trades,previously thought of as lowly ones,began to receive more attention.

تعدادی از مشاغل که قبلاً به عنوان مشاغل پایین در نظر گرفته می‌شدند، شروع به دریافت توجه بیشتری کردند.

"But Yuan Shao's little brother Yuan Shu thought he was just a lowly servant,and wanted him out, "Guards,kick this worthless fleabag out!"

اما برادر کوچک یوان شائو، یوان شو، فکر می‌کرد که او فقط یک خدمتکار پست است و می‌خواست او را بیرون کند: «نگهبانان، این حیوان بدبو و بی‌ارزش را بیرون کنید!»

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید