loyalisms

[ایالات متحده]/ˈlɔɪəlɪzəm/
[بریتانیا]/ˈlɔɪəlɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وفاداری به حاکم یا دولت خود؛ کیفیت وفادار بودن

عبارات و ترکیب‌ها

political loyalism

وفاداری سیاسی

cultural loyalism

وفاداری فرهنگی

economic loyalism

وفاداری اقتصادی

loyalism ideology

ایدئولوژی وفاداری

loyalism movement

جنبش وفاداری

loyalism beliefs

باورهای وفاداری

loyalism principles

اصول وفاداری

loyalism culture

فرهنگ وفاداری

loyalism values

ارزش‌های وفاداری

loyalism supporters

طرفداران وفاداری

جملات نمونه

his loyalism to the party is unwavering.

وفاداری او به حزب سرفراز، بی‌وقفه است.

loyalism can often lead to conflict in diverse communities.

وفاداری اغلب می‌تواند منجر به درگیری در جوامع متنوع شود.

they expressed their loyalism through various cultural events.

آنها وفاداری خود را از طریق رویدادهای فرهنگی مختلف نشان دادند.

the loyalism of the supporters was evident during the rally.

وفاداری طرفداران در گردهمایی آشکار بود.

understanding loyalism is crucial for political analysts.

درک وفاداری برای تحلیلگران سیاسی بسیار مهم است.

many view loyalism as a form of identity politics.

بسیاری وفاداری را به عنوان نوعی سیاست هویت می‌بینند.

his loyalism was challenged by new political ideologies.

وفاداری او با ایدئولوژی‌های سیاسی جدید به چالش کشیده شد.

they debated the implications of loyalism in modern society.

آنها پیامدهای وفاداری در جامعه مدرن را مورد بحث قرار دادند.

loyalism often emphasizes tradition and heritage.

وفاداری اغلب بر سنت و میراث تاکید می‌کند.

critics argue that loyalism can stifle dissent.

منتقدان استدلال می‌کنند که وفاداری می‌تواند مخالفت را سرکوب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید