luge

[ایالات متحده]/luːʒ/
[بریتانیا]/luːdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. بر روی یک پیست با لوج سقوط کردن
n. یک سورتمه کوچک یک یا دو نفره که برای مسابقه استفاده می‌شود
شکل‌های واژه
جمعluges

عبارات و ترکیب‌ها

luge racing

مسیر ریلی ریلی

luge track

مسیر ریلی

luge athlete

ورزشکار ریلی

luge event

رویداد ریلی

luge competition

مسابقه ریلی

luge sled

اسلید ریلی

luge start

شروع ریلی

luge slide

لغزش ریلی

luge run

اجرای ریلی

luge team

تیم ریلی

جملات نمونه

she enjoys watching the luge during the winter olympics.

او از تماشای لuge در المپیک زمستانی لذت می برد.

the luge track was designed for speed and safety.

مسیر لuge برای سرعت و ایمنی طراحی شده است.

he trained hard to compete in the luge event.

او برای رقابت در مسابقه لuge سخت تمرین کرد.

many athletes specialize in luge as their winter sport.

بسیاری از ورزشکاران در زمستان به عنوان ورزش خود در لuge تخصص دارند.

she won a gold medal in the women's luge competition.

او مدال طلا را در مسابقات زنان لuge برد.

the luge requires precise timing and control.

لuge نیاز به زمان بندی و کنترل دقیق دارد.

he fell off the luge during his first run.

او در اولین مسابقه خود از لuge سقوط کرد.

they built a new luge track for the upcoming championship.

آنها یک مسیر جدید لuge برای مسابقات قهرمانی آینده ساختند.

watching the luge can be thrilling and exciting.

تماشای لuge می تواند هیجان انگیز و جذاب باشد.

he is a fan of both the luge and skeleton sports.

او طرفدار هر دو ورزش لuge و اسکلتون است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید