lugged

[ایالات متحده]/lʌɡ/
[بریتانیا]/lʌɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. با زور کشیدن یا کشیدن
n. یک شخص دست و پا چلفتی یا یک شیء به شکل گوش که باید حمل یا کشیده شود

عبارات و ترکیب‌ها

lug around

کشیدن چمدان

lug boss

رهبر بار

lifting lug

بلند کردن چمدان

جملات نمونه

she began to lug her suitcase down the stair.

او شروع به کشیدن چمدانش به سمت پله‌ها کرد.

Can I leave my bag somewhere? It’s very heavy to lug around.

آیا می‌توانم چانتم را جایی رها کنم؟ حمل آن بسیار سنگین است.

If you drive too slowly in third gear, you'll lug the engine.

اگر خیلی آهسته در حالت سوم رانندگی کنید، موتور را به زور خواهید رساند.

A tow lug and crossbolt are installed for attaching a tow bar to the nose gear.

یک قلاب کششی و پین برای اتصال میله کششی به چرخک دماغه نصب شده است.

For photoflash, lug type, miniaturized, low leakage current reduces battery consumption.

برای فلاش نوری، نوع اتصال، کوچک، جریان نشتی کم باعث کاهش مصرف باتری می شود.

All Colorado/Canyons, including the Hummer H3, are fitted with 6-lug rims (6 lugs - 5.5" {139.7 mm} bolt circle); both the 2WD and 4WD rims have the same backspacing.

همه کلرادو/دره ها، از جمله هامر H3، با رینگ های 6-lug (6 lug - 5.5 اینچی {139.7 میلی متر} دایره پیچ) مجهز شده اند؛ هر دو رینگ 2WD و 4WD دارای فاصله پشتی یکسان هستند.

Later insults included fitchcock, muckworm, whiffler, ramscallion, squinny and snool, not to mention such 20th-century additions as tripe-hound, shite-poke, roach and lug.

بعداً توهین‌ها شامل فیتچک، خاک‌ورم، ویفلر، رامسکلیون، اسکین و اسنول بود، و به علاوه، اضافاتی از قرن بیستم مانند سگ‌تریپ، شیت‌پوک، روچ و لاگ.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید