lull

[ایالات متحده]/lʌl/
[بریتانیا]/lʌl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. آرام کردن; ساکت کردن; فریب دادن
vi. کاهش یافتن; کم شدن; متوقف شدن
n. توقف; فاصله; آرامش موقتی.

عبارات و ترکیب‌ها

lullaby

غزل زمزمه

جملات نمونه

The gentle lull of the waves put me to sleep.

آرامش ملایم امواج مرا به خواب برد.

The lull in the conversation made everyone uncomfortable.

وقفه در گفتگو باعث ناراحتی همه شد.

The lull before the storm gave us a false sense of security.

وقفه قبل از طوفان به ما احساس امنیت کاذب داد.

The lull in the storm allowed us to go outside for a walk.

وقفه در طوفان به ما اجازه داد بیرون برویم و قدم بزنیم.

The lull in the market led to a false sense of stability.

وقفه در بازار منجر به احساس نادرست ثبات شد.

The lull in the music gave the audience a chance to catch their breath.

وقفه در موسیقی به مخاطبان فرصتی برای نفس کشیدن داد.

The lull in the storm allowed us to assess the damage.

وقفه در طوفان به ما اجازه داد خسارت را ارزیابی کنیم.

The lull in the game gave the players a chance to regroup.

وقفه در بازی به بازیکنان فرصتی برای تجمیع مجدد داد.

The lull in traffic allowed us to cross the street safely.

وقفه در ترافیک به ما اجازه داد به طور ایمن از خیابان عبور کنیم.

The lull in the workday gave us a moment to relax.

وقفه در طول روز کاری به ما فرصتی برای استراحت داد.

نمونه‌های واقعی

You exhausted the helpful hormones that would have lulled you into a sound slumber.

شما هورمون‌های مفید را که شما را به خوابی راحت می‌گرفتند، تمام کردید.

منبع: Science in Life

Overnight, there was a lull of several hours while talks on a truce continued.

در طول شب، وقفه ای چند ساعته وجود داشت در حالی که مذاکرات در مورد آتش بس ادامه داشت.

منبع: BBC Listening Collection May 2023

Society, he thought, had become sick, complacent, lulled by bourgeois illusion.

جامعه، به نظر او، بیمار، مغرور و فریب خورده توسط توهم بورژوازی شده بود.

منبع: Crash Course in Drama

Are you lulling me into a false sense of security?

آیا شما دارید من را به یک احساس امنیت کاذب می‌کشید؟

منبع: Modern Family - Season 07

The mother lulled her baby to sleep.

مادر نوزاد خود را به خواب آورد.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

Extreme longevity can lull us into a false sense of permanence.

طول عمر زیاد می‌تواند ما را به یک احساس نادرست از ماندگاری بکشاند.

منبع: PBS Fun Science Popularization

There's a lull in it, so it's coming up.

در آن وقفه ای وجود دارد، بنابراین در حال بالا آمدن است.

منبع: Scientific 60 Seconds - Scientific American November 2021 Collection

Mothers usually lull their babies to sleep by singing a lullaby.

مادران معمولاً با خواندن آهنگ برای نوزادان خود به خواب می‌برند.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

We get lulled into thinking that we are where our bodies are.

ما فریب می‌خوریم و فکر می‌کنیم که کجا هستیم.

منبع: Yale University Open Course: Death (Audio Version)

These can only be reached during a brief lull in the currents.

اینها فقط در یک وقفه کوتاه در جریان قابل دستیابی هستند.

منبع: BBC documentary "Our Planet"

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید