lustrelessnesses

[ایالات متحده]/ˈlʌstələsnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈlʌstərləsnəsɪz/

ترجمه

n. جمع لusterlessness؛ کیفیت یا حالت کم‌نور یا ناچیز بودن نور

عبارات و ترکیب‌ها

lustrelessness

بی‌چشمه

sheer lustrelessness

کاملاً بی‌چشمه

total lustrelessness

کلی بی‌چشمه

جملات نمونه

the lustrelessnesses of the old paintings made the gallery feel abandoned.

بی‌چراغی نقاشی‌های قدیمی باعث شد گالری احساس ترکیدگی کند.

several lustrelessnesses characterized the decline of the empire.

چندین بی‌چراغی ویژگی کاهش امپراتوری را تشکیل می‌داد.

the artist reflected on the lustrelessnesses of her recent works.

هنرمند بر روی بی‌چراغی‌های آثار اخیرش تفکر کرد.

political lustrelessnesses have plagued the nation for decades.

بی‌چراغی‌های سیاسی کشور را به دهه‌ها درگیر کرده است.

we must address the lustrelessnesses in our educational system.

ما باید به بی‌چراغی‌های سیستم آموزشی ما پاسخ دهیم.

the lustrelessnesses of autumn are slowly appearing.

بی‌چراغی‌های پاییز به‌تدریج ظهور می‌کنند.

economic lustrelessnesses continue to affect global markets.

بی‌چراغی‌های اقتصادی ادامه دارند تأثیر بگذارند روی بازارهای جهانی.

the committee noted various lustrelessnesses in the report.

کمیته چندین بی‌چراغی در گزارش را یادآوری کرد.

historical lustrelessnesses often precede major changes.

بی‌چراغی‌های تاریخی اغلب قبل از تغییرات بزرگ اتفاق می‌افتد.

despite the lustrelessnesses, hope remains.

هر چند بی‌چراغی‌ها وجود دارد، امید باقی می‌ماند.

the lustrelessnesses in his career prompted reflection.

بی‌چراغی‌های در کارییر او باعث تفکر شد.

these lustrelessnesses represent a significant challenge.

این بی‌چراغی‌ها یک چالش مهم را نمایش می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید