lynch mob
گروه آدمربایی
lynch law
قانون خشونت
lynch victim
قربانی خشونت
merrill lynch
مرریلیل لینچ
david lynch
دیوید لینچ
and then a MAN goes in the night, with a hundred masked cowards at his back and lynches the rascal.
و سپس یک مرد در شب میرود، با صدها ترسجوی نقابدار پشت سرش و آن نامناسب را به دار آویخته است.
"The Pantaloon in Black," in which a big negro named Rider struggles with grief over his wife Mannie's early death and ends up killing a white man and getting lynched in retribution.
در "شلوار سیاه رنگی،" مرد سیاهپوستی بزرگ به نام رایدر با غم از دست دادن همسرش مَنی دست و پنجه نرم میکند و در نهایت یک مرد سفیدپوست را میکشد و به انتقام به دار آویخته میشود.
The mob threatened to lynch the accused criminal.
گروه تهدید کرد که مجرم متهم را به دار آویزد.
The vigilantes planned to lynch the corrupt politician.
گروه خودسرانه قصد داشتند سیاستمدار فاسد را به دار آویزند.
The community was shocked by the attempt to lynch an innocent man.
جامعه از تلاش برای به دار آویختن یک مرد بیگناه شوکه شد.
The history of racial violence includes many cases of lynching.
تاریخ خشونت نژادی شامل موارد متعددی از به دار آویختن است.
The angry mob gathered to lynch the suspected thief.
گروه خشمگین برای به دار آویختن دزد مشکوک جمع شدند.
The sheriff intervened to prevent the crowd from lynching the prisoner.
معاون پلیس برای جلوگیری از به دار آویختن زندانی توسط جمعیت مداخله کرد.
The town had a dark history of lynching African Americans.
شهر دارای سابقه تاریکی از به دار آویختن آمریکاییهای آفریقایی تبار بود.
The lynching of innocent individuals is a heinous crime.
به دار آویختن افراد بیگناه یک جنایت هولناک است.
The community came together to denounce the lynching of a young man.
جامعه برای محکوم کردن به دار آویختن یک جوان متحد شد.
Lynching is a brutal form of extrajudicial punishment.
به دار آویختن یک شکل وحشیانه از مجازات غیراصولی است.
lynch mob
گروه آدمربایی
lynch law
قانون خشونت
lynch victim
قربانی خشونت
merrill lynch
مرریلیل لینچ
david lynch
دیوید لینچ
and then a MAN goes in the night, with a hundred masked cowards at his back and lynches the rascal.
و سپس یک مرد در شب میرود، با صدها ترسجوی نقابدار پشت سرش و آن نامناسب را به دار آویخته است.
"The Pantaloon in Black," in which a big negro named Rider struggles with grief over his wife Mannie's early death and ends up killing a white man and getting lynched in retribution.
در "شلوار سیاه رنگی،" مرد سیاهپوستی بزرگ به نام رایدر با غم از دست دادن همسرش مَنی دست و پنجه نرم میکند و در نهایت یک مرد سفیدپوست را میکشد و به انتقام به دار آویخته میشود.
The mob threatened to lynch the accused criminal.
گروه تهدید کرد که مجرم متهم را به دار آویزد.
The vigilantes planned to lynch the corrupt politician.
گروه خودسرانه قصد داشتند سیاستمدار فاسد را به دار آویزند.
The community was shocked by the attempt to lynch an innocent man.
جامعه از تلاش برای به دار آویختن یک مرد بیگناه شوکه شد.
The history of racial violence includes many cases of lynching.
تاریخ خشونت نژادی شامل موارد متعددی از به دار آویختن است.
The angry mob gathered to lynch the suspected thief.
گروه خشمگین برای به دار آویختن دزد مشکوک جمع شدند.
The sheriff intervened to prevent the crowd from lynching the prisoner.
معاون پلیس برای جلوگیری از به دار آویختن زندانی توسط جمعیت مداخله کرد.
The town had a dark history of lynching African Americans.
شهر دارای سابقه تاریکی از به دار آویختن آمریکاییهای آفریقایی تبار بود.
The lynching of innocent individuals is a heinous crime.
به دار آویختن افراد بیگناه یک جنایت هولناک است.
The community came together to denounce the lynching of a young man.
جامعه برای محکوم کردن به دار آویختن یک جوان متحد شد.
Lynching is a brutal form of extrajudicial punishment.
به دار آویختن یک شکل وحشیانه از مجازات غیراصولی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید