machinating

[ایالات متحده]/ˈmækɪneɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmækəˌneɪtɪŋ/

ترجمه

v. مشغول شدن در طرح‌ها یا نقشه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

machinating minds

ذهن‌های توطئه‌گر

machinating schemes

طرح‌های توطئه‌گر

machinating forces

نیروهای توطئه‌گر

machinating characters

شخصیت‌های توطئه‌گر

machinating plots

نقشه‌های توطئه‌گر

machinating actions

اقدامات توطئه‌گر

machinating strategies

استراتژی‌های توطئه‌گر

machinating interests

منافع توطئه‌گر

machinating groups

گروه‌های توطئه‌گر

machinating individuals

افراد توطئه‌گر

جملات نمونه

they were machinating a plan to take over the company.

آنها در حال دسیسه‌کشی برای تصاحب شرکت بودند.

the group was machinating in secret to influence the election.

گروه به طور مخفیانه در حال دسیسه‌کشی برای تأثیرگذاری بر انتخابات بود.

she found herself machinating against her rivals.

او متوجه شد که در حال دسیسه‌کشی علیه رقبای خود است.

the villain was machinating to destroy the hero's reputation.

شرور در حال دسیسه‌کشی برای نابود کردن شهرت قهرمان بود.

they were machinating a scheme to gain power.

آنها در حال دسیسه‌کشی برای به دست آوردن قدرت بودند.

the team was caught machinating against their own coach.

تیم در حال دسیسه‌کشی علیه مربی خود دستگیر شد.

he was machinating behind the scenes to win the contract.

او در حال دسیسه‌کشی پشت صحنه برای برنده شدن در قرارداد بود.

she was accused of machinating to sabotage the project.

او به دسیسه‌کشی برای خرابکاری در پروژه متهم شد.

the politicians were machinating to secure their positions.

سیاستمداران در حال دسیسه‌کشی برای حفظ موقعیت خود بودند.

they spent hours machinating their next move.

آنها ساعت‌ها برای برنامه‌ریزی حرکت بعدی خود دسیسه‌کشی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید