macula

[ایالات متحده]/ˈmæk.jʊ.lə/
[بریتانیا]/ˈmæk.jə.lə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لکه یا عیب؛ ناحیه‌ای کوچک از تغییر رنگ؛ لکه خورشیدی؛ عیبی بر روی یک ماده معدنی؛ لکه‌ای بر روی پوست

عبارات و ترکیب‌ها

macula lutea

لکه زرد

macula degeneration

تخریب لکه

macula densa

لکه متراکم

macula occlusion

انسداد لکه

macula assessment

ارزیابی لکه

macula thickness

ضخامت لکه

macula examination

معاینه لکه

macula health

سلامت لکه

macula imaging

تصویربرداری لکه

macula study

مطالعه لکه

جملات نمونه

the macula is responsible for our central vision.

ماکولا مسئول بینایی مرکزی ما است.

damage to the macula can lead to vision loss.

آسیب به ماکولا می‌تواند منجر به از دست دادن بینایی شود.

macular degeneration affects many older adults.

پیری چشم (دژنراسیون ماکولا) بسیاری از افراد مسن را تحت تاثیر قرار می دهد.

regular eye exams can detect macula issues early.

معاینه منظم چشم می‌تواند مشکلات ماکولا را در مراحل اولیه تشخیص دهد.

the macula contains a high concentration of photoreceptors.

ماکولا حاوی غلظت بالایی از گیرنده های نوری است.

macular holes can cause distorted vision.

سوراخ‌های ماکولا می‌توانند باعث تحریف بینایی شوند.

scientists study the macula to understand vision better.

دانشمندان ماکولا را مطالعه می‌کنند تا درک بهتری از بینایی داشته باشند.

people with diabetes should monitor their macula health.

افراد مبتلا به دیابت باید سلامت ماکولا خود را زیر نظر داشته باشند.

the macula is crucial for activities like reading.

ماکولا برای فعالیت‌هایی مانند خواندن بسیار مهم است.

research on macula diseases is ongoing.

تحقیقات در مورد بیماری‌های ماکولا ادامه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید