mailboats

[ایالات متحده]/ˈmeɪl.bəʊts/
[بریتانیا]/ˈmeɪl.boʊts/

ترجمه

n.(کشتی‌هایی که برای حمل و نقل پست استفاده می‌شوند)

عبارات و ترکیب‌ها

mailboats service

خدمات قایق‌های پستی

mailboats schedule

برنامه قایق‌های پستی

mailboats route

مسیر قایق‌های پستی

mailboats delivery

تحویل قایق‌های پستی

mailboats fleet

ناوگان قایق‌های پستی

mailboats journey

سفر قایق‌های پستی

mailboats dock

اسکله قایق‌های پستی

mailboats ticket

بلیط قایق‌های پستی

mailboats captain

کاپیتان قایق‌های پستی

mailboats passengers

مسافران قایق‌های پستی

جملات نمونه

mailboats deliver parcels to remote islands.

کشتی‌های پستی بسته‌ها را به جزایر دورافتاده تحویل می‌دهند.

in the past, mailboats were essential for communication.

در گذشته، کشتی‌های پستی برای برقراری ارتباط ضروری بودند.

many tourists enjoy riding on mailboats during their vacation.

بسیاری از گردشگران از سوار شدن به کشتی‌های پستی در تعطیلات خود لذت می‌برند.

mailboats operate on a strict schedule.

کشتی‌های پستی طبق یک برنامه زمانی دقیق عمل می‌کنند.

some mailboats are equipped with modern technology.

برخی از کشتی‌های پستی مجهز به فناوری مدرن هستند.

mailboats are a vital link for island communities.

کشتی‌های پستی پیوند حیاتی برای جوامع جزیره‌ای هستند.

during storms, mailboats may face delays.

در طول طوفان، ممکن است کشتی‌های پستی با تاخیر مواجه شوند.

mailboats often carry both mail and passengers.

کشتی‌های پستی اغلب هم پُست و هم مسافر حمل می‌کنند.

some regions rely solely on mailboats for deliveries.

برخی مناطق به طور انحصاری به کشتی‌های پستی برای تحویل متکی هستند.

mailboats have a unique charm that attracts visitors.

کشتی‌های پستی جذابیت خاصی دارند که بازدیدکنندگان را جذب می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید