mak

[ایالات متحده]/mæk/
[بریتانیا]/mæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک متغیر گویشی از "make"؛ پنتانون (یک ترکیب شیمیایی)؛ میتیل آلبومین دیاتومیت (یک ماده فیلتراسیون)
abbr. Multiple Activation Key (یک مفهوم مربوط به مجوز نرم افزار)
شکل‌های واژه
جمعmaks

جملات نمونه

the new policy will make a significant difference to the local community.

سیاست جدید تأثیر قابل توجهی بر جامعه محلی خواهد گذاشت.

she worked hard to make a good impression on her new boss.

او سخت کار کرد تا بر روی رهبر جدیدش تأثیر خوبی بگذارد.

you must make a decision by the end of the day.

شما باید تا پایان روز تصمیم بگیرید.

he made a promise to finish the project on time.

او قول داد که پروژه را به موقع تمام خواهد کرد.

the company plans to make a profit by the fourth quarter.

شرکت قصد دارد در نیم سال چهارم سود کند.

she made an appointment with the dentist for next tuesday.

او با دندانپزشک برای دوشنبه آینده نوبت گرفت.

i would like to make a complaint about the service i received.

من می‌خواهم درباره خدماتی که دریافت کردم شکایت کنم.

the speakers made a loud noise during the concert.

سخنرانان در حین کنسرت صدای بلندی ایجاد کردند.

we need to make an effort to reduce our carbon footprint.

ما باید تلاش کنیم تا اثر گذاری کربنی خود را کاهش دهیم.

two wrongs don't make a right in this difficult situation.

در این وضعیت دشوار دو اشتباه یک درست نمی‌کنند.

she made a mistake on the math test but corrected it quickly.

او در آزمون ریاضی اشتباهی کرد اما به سرعت آن را اصلاح کرد.

the organization made a substantial contribution to the charity fund.

سازمان به صندوق خیریه کمک چشمگیری کرد.

the baby made a mess while eating breakfast.

نوزاد در حین صبحانه گِل گذاشت.

they made an agreement to share the profits equally.

آنها قراردادی برای تقسیم سودها به طور مساوی منعقد کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید