mantener

[ایالات متحده]/man.te.ˈneɾ/
[بریتانیا]/man.te.ˈneɾ/

ترجمه

v. حفظ کردن یا نگه داشتن چیزی در یک حالت یا شرایط خاص؛ نگه داشتن یا پشتیبانی کردن چیزی در یک موقعیت ثابت؛ ادامه دادن برای داشتن یا انجام دادن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

mantener la calma

حفظ آرامش

mantener contacto

حفظ تماس

mantener distancia

حفظ فاصله

mantener equilibrio

حفظ تعادل

mantener esperanza

حفظ امید

mantener silencio

حفظ سکوت

جملات نمونه

it's important to maintain contact with your family members.

حفظ ارتباط با اعضای خانواده مهم است.

the police struggled to maintain order during the protest.

پلیس برای حفظ نظم در جریان اعتراضات دچار مشکل شد.

she manages to maintain her composure under pressure.

او موفق می‌شود آرامش خود را در شرایط فشار حفظ کند.

we must maintain the traditions of our ancestors.

ما باید سنت‌های نیاکانمان را حفظ کنیم.

he found it difficult to maintain a healthy diet while traveling.

او در حین سفر حفظ یک رژیم غذایی سالم را دشوار یافت.

the government works to maintain peace in the region.

دولت برای حفظ صلح در منطقه تلاش می‌کند.

regular exercise helps maintain physical fitness.

ورزش منظم به حفظ آمادگی جسمانی کمک می‌کند.

they maintained a professional relationship throughout the project.

آنها در طول پروژه یک رابطه حرفه‌ای حفظ کردند.

engineers must maintain the safety standards of the bridge.

مهندسان باید استانداردهای ایمنی پل را حفظ کنند.

it's challenging to maintain silence in a classroom of young children.

حفظ سکوت در یک کلاس درس پر از کودک نوپا چالش برانگیز است.

the company continues to maintain high quality standards.

شرکت به حفظ استانداردهای کیفیت بالا ادامه می‌دهد.

she maintained her faith in the project despite the failures.

او با وجود شکست‌ها ایمان خود را به پروژه حفظ کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید