martyring

[ایالات متحده]/ˈmɑːtə.rɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmɑːr.tər.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. قربانی کردن; عذاب دادن; کشتن
n. یک شهید; شخصی که برای یک علت رنج می‌برد یا می‌میرد; (Martyr) یک نام شخصی; (British) Mat; (French) Martyr

عبارات و ترکیب‌ها

martyring spirit

روح ایثارگرانه

martyring act

عمل ایثارگرانه

martyring death

مرگ ایثارگرانه

martyring cause

جنبش ایثارگرانه

martyring sacrifice

قربانی ایثارگرانه

martyring struggle

مبارزه ایثارگرانه

martyring journey

سفر ایثارگرانه

martyring legacy

میراث ایثارگرانه

martyring belief

باور ایثارگرانه

martyring mission

ماموریت ایثارگرانه

جملات نمونه

she was martyring herself for a cause she believed in.

او برای احیای هدفی که به آن اعتقاد داشت، خود را ایثار می‌کرد.

martyring for the greater good can sometimes lead to misunderstanding.

ایثار برای نفع بیشتر گاهی اوقات می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

he felt that martyring himself would inspire others to act.

او احساس می‌کرد که ایثار خود دیگران را به اقدام تشویق خواهد کرد.

martyring in silence often goes unnoticed.

ایثار در سکوت اغلب نادیده گرفته می‌شود.

some people believe that martyring oneself is a noble act.

برخی افراد معتقدند که ایثار برای خود یک عمل نجیبانه است.

she was tired of martyring herself for others' happiness.

او از ایثار برای خوشبختی دیگران خسته شده بود.

martyring for your beliefs can be both rewarding and painful.

ایثار برای باورهای خود می‌تواند هم پاداش‌دهنده و هم دردناک باشد.

he warned against martyring oneself without a clear purpose.

او در مورد ایثار بدون هدف مشخص هشدار داد.

martyring can sometimes lead to a sense of isolation.

ایثار گاهی اوقات می‌تواند منجر به احساس انزوا شود.

she found freedom in martyring for her community.

او آزادی را در ایثار برای جامعه خود یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید