| جمع | matchers |
pattern matcher
همسانساز الگو
string matcher
همسانساز رشته
fuzzy matcher
همسانساز مبهم
exact matcher
همسانساز دقیق
type matcher
همسانساز نوع
object matcher
همسانساز شیء
input matcher
همسانساز ورودی
value matcher
همسانساز مقدار
token matcher
همسانساز توکن
regex matcher
همسانساز عبارت با قاعده
she is a great pattern matcher in her work.
او یک تطابقدهنده الگو عالی در کارش است.
the matcher found the best match for the job.
تطابقدهنده بهترین تطابق را برای شغل پیدا کرد.
use the matcher tool to compare the two datasets.
از ابزار تطابقدهنده برای مقایسه دو مجموعه داده استفاده کنید.
the algorithm uses a matcher to improve accuracy.
الگوریتم از یک تطابقدهنده برای بهبود دقت استفاده میکند.
he developed a matcher for facial recognition.
او یک تطابقدهنده برای تشخیص چهره توسعه داد.
they need a matcher to analyze the survey results.
آنها به یک تطابقدهنده برای تجزیه و تحلیل نتایج نظرسنجی نیاز دارند.
this matcher can help identify similar products.
این تطابقدهنده میتواند به شناسایی محصولات مشابه کمک کند.
the matcher works effectively in real-time applications.
تطابقدهنده به طور مؤثر در برنامههای کاربردی بیدرنگ کار میکند.
we are looking for a matcher to enhance our software.
ما به دنبال یک تطابقدهنده برای ارتقای نرمافزار خود هستیم.
the matcher is essential for finding duplicates.
تطابقدهنده برای یافتن موارد تکراری ضروری است.
pattern matcher
همسانساز الگو
string matcher
همسانساز رشته
fuzzy matcher
همسانساز مبهم
exact matcher
همسانساز دقیق
type matcher
همسانساز نوع
object matcher
همسانساز شیء
input matcher
همسانساز ورودی
value matcher
همسانساز مقدار
token matcher
همسانساز توکن
regex matcher
همسانساز عبارت با قاعده
she is a great pattern matcher in her work.
او یک تطابقدهنده الگو عالی در کارش است.
the matcher found the best match for the job.
تطابقدهنده بهترین تطابق را برای شغل پیدا کرد.
use the matcher tool to compare the two datasets.
از ابزار تطابقدهنده برای مقایسه دو مجموعه داده استفاده کنید.
the algorithm uses a matcher to improve accuracy.
الگوریتم از یک تطابقدهنده برای بهبود دقت استفاده میکند.
he developed a matcher for facial recognition.
او یک تطابقدهنده برای تشخیص چهره توسعه داد.
they need a matcher to analyze the survey results.
آنها به یک تطابقدهنده برای تجزیه و تحلیل نتایج نظرسنجی نیاز دارند.
this matcher can help identify similar products.
این تطابقدهنده میتواند به شناسایی محصولات مشابه کمک کند.
the matcher works effectively in real-time applications.
تطابقدهنده به طور مؤثر در برنامههای کاربردی بیدرنگ کار میکند.
we are looking for a matcher to enhance our software.
ما به دنبال یک تطابقدهنده برای ارتقای نرمافزار خود هستیم.
the matcher is essential for finding duplicates.
تطابقدهنده برای یافتن موارد تکراری ضروری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید