matcher

[ایالات متحده]/ˈmætʃə/
[بریتانیا]/ˈmætʃɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موجودیتی که اقلام یا عناصر را مطابقت می‌دهد؛ دستگاهی برای ایجاد مفاصل؛ برنامه یا الگوریتم مطابقت‌دهنده
Word Forms
جمعmatchers

عبارات و ترکیب‌ها

pattern matcher

همسان‌ساز الگو

string matcher

همسان‌ساز رشته

fuzzy matcher

همسان‌ساز مبهم

exact matcher

همسان‌ساز دقیق

type matcher

همسان‌ساز نوع

object matcher

همسان‌ساز شیء

input matcher

همسان‌ساز ورودی

value matcher

همسان‌ساز مقدار

token matcher

همسان‌ساز توکن

regex matcher

همسان‌ساز عبارت با قاعده

جملات نمونه

she is a great pattern matcher in her work.

او یک تطابق‌دهنده الگو عالی در کارش است.

the matcher found the best match for the job.

تطابق‌دهنده بهترین تطابق را برای شغل پیدا کرد.

use the matcher tool to compare the two datasets.

از ابزار تطابق‌دهنده برای مقایسه دو مجموعه داده استفاده کنید.

the algorithm uses a matcher to improve accuracy.

الگوریتم از یک تطابق‌دهنده برای بهبود دقت استفاده می‌کند.

he developed a matcher for facial recognition.

او یک تطابق‌دهنده برای تشخیص چهره توسعه داد.

they need a matcher to analyze the survey results.

آنها به یک تطابق‌دهنده برای تجزیه و تحلیل نتایج نظرسنجی نیاز دارند.

this matcher can help identify similar products.

این تطابق‌دهنده می‌تواند به شناسایی محصولات مشابه کمک کند.

the matcher works effectively in real-time applications.

تطابق‌دهنده به طور مؤثر در برنامه‌های کاربردی بی‌درنگ کار می‌کند.

we are looking for a matcher to enhance our software.

ما به دنبال یک تطابق‌دهنده برای ارتقای نرم‌افزار خود هستیم.

the matcher is essential for finding duplicates.

تطابق‌دهنده برای یافتن موارد تکراری ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید