maundered

[ایالات متحده]/ˈmɔːndəd/
[بریتانیا]/ˈmɔːndərd/

ترجمه

v. به طور بی‌هدف صحبت کردن؛ سرگردان بودن

عبارات و ترکیب‌ها

maundered about

به‌طور پراکنده قدم زد

maundered on

به‌طور پراکنده ادامه داد

maundered away

دور رفت

maundered off

دور رفت

maundered along

همراه با قدم زدن

maundered through

از میان قدم زد

maundered forth

به جلو قدم زد

maundered here

اینجا قدم زد

maundered back

برگشت

maundered away time

زمان را دور کرد

جملات نمونه

he maundered on about his vacation for hours.

او ساعت‌ها درباره تعطیلاتش صحبت کرد.

she maundered through the park, lost in thought.

او در حالی که غرق در فکر بود، از پارک عبور کرد.

they maundered at the café, enjoying their coffee.

آنها در کافه قدم زدند و از قهوه خود لذت بردند.

he maundered about his childhood memories.

او درباره خاطرات دوران کودکی خود صحبت کرد.

she maundered through the pages of her old diary.

او از صفحات دفتر خاطرات قدیمی خود عبور کرد.

as they maundered, the sun began to set.

همانطور که آنها قدم می زدند، خورشید شروع به غروب کرد.

he maundered about politics, but no one was listening.

او درباره سیاست صحبت کرد، اما کسی گوش نمی داد.

she maundered on, unaware of the time passing.

او ادامه داد، بدون اینکه متوجه گذر زمان شود.

they maundered together, reminiscing about old times.

آنها با هم قدم زدند و به یاد خاطرات قدیمی افتادند.

he maundered about the latest book he read.

او درباره آخرین کتابی که خوانده بود صحبت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید