maunds

[ایالات متحده]/mɔːnd/
[بریتانیا]/mɔːnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحدی از وزن که در نپال، هند، پاکستان و برخی کشورهای خاورمیانه استفاده می‌شود؛ یک معیار وزن

عبارات و ترکیب‌ها

maund of grain

وزن حبوبات

maund weight

وزن مثقال

maund measurement

سنجش مثقال

maund of rice

وزن برنج

maund of potatoes

وزن سیب زمینی

maund of flour

وزن آرد

maund of sugar

وزن شکر

maund of coal

وزن زغال سنگ

maund of beans

وزن لوبیا

maund of spices

وزن ادویه جات

جملات نمونه

he carried the maund of grain on his back.

او ظرف گندم را بر پشت خود حمل کرد.

they filled the maund with fresh vegetables.

آنها ظرف را با سبزیجات تازه پر کردند.

the maund was heavy, making it difficult to lift.

ظرف سنگین بود و بلند کردن آن را دشوار می کرد.

she bought a maund of apples from the market.

او یک ظرف سیب از بازار خرید.

the farmer sold a maund of rice to the local shop.

کشاورز یک ظرف برنج را به مغازه محلی فروخت.

we need a maund of flour for the recipe.

ما برای دستور غذا به یک ظرف آرد نیاز داریم.

he was tired after carrying the maund of potatoes.

او بعد از حمل ظرف سیب زمینی خسته بود.

the maund was used to measure the harvest.

از ظرف برای اندازه گیری برداشت استفاده می شد.

they stacked the maunds neatly in the barn.

آنها ظرف ها را به طور مرتب در طویله چیدند.

the maund of beans was sold quickly at the fair.

ظرف لوبیا به سرعت در نمایشگاه به فروش رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید