maximos

[ایالات متحده]//ˈmæksɪˌməʊz//
[بریتانیا]//ˈmæksɪˌmoʊz//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع maximo؛ (Maximo) یک نام خانوادگی مرد؛ (ایتالیایی) ماسیمو

جملات نمونه

we need to establish the maximos for our production output.

ما باید ماکسیموم‌های تولید خود را تعیین کنیم.

the scientists recorded the maximos temperatures this summer.

دانشمندان دمای ماکسیموم‌های این تابستان را ثبت کردند.

these are the maximos requirements for the position.

این‌ها شرایط ماکسیموم برای این پست هستند.

the athletes pushed themselves to their maximos during training.

ورزشکاران در دوره تمرینات خود به ماکسیموم خودشان دست یافتند.

the company achieved its maximos profits last quarter.

شرکت در چهارمین فصل گذشته سود ماکسیموم خود را به دست آورد.

the maximos benefits of this program are significant.

فایده‌های ماکسیموم این برنامه قابل توجه است.

we must consider the maximos risks involved.

ما باید خطرات ماکسیموم را در نظر بگیریم.

the maximos speeds on this highway are strictly enforced.

سرعت‌های ماکسیموم روی این جاده به طور سختگیرانه اجرا می‌شود.

the study reveals the maximos capabilities of the new technology.

این مطالعه توانایی‌های ماکسیموم فناوری جدید را نشان می‌دهد.

the team reached their maximos potential in the final match.

تیم در بازی نهایی به پتانسیل ماکسیموم خود دست یافت.

the maximos limits have been clearly defined by the regulations.

محدودیت‌های ماکسیموم توسط قوانین به طور واضح تعریف شده‌اند.

the engineers calculated the maximos load capacity of the bridge.

مهندسان ظرفیت بار ماکسیموم پل را محاسبه کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید