melas

[ایالات متحده]/ˈmɛləz/
[بریتانیا]/ˈmɛləz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع ملا؛ یک کلمه سنسکرت برای بازار یا جمعیت.

جملات نمونه

i bought fresh melas from the market this morning.

امروز صبح چکنده‌های تازه‌ای از بازار خریدم.

my grandmother taught me how to cook melas properly.

مادربزرگم به من یاد داد که چگونه چکنده را به درستی پخت.

these melas sticks are crispy and delicious.

این چکنده‌های میله‌ای کرکر و خوشمزه‌اند.

we need to peel the melas before grating it.

قبل از خرد کردن چکنده باید پوست آن را جدا کنیم.

melas flour is used for making various traditional foods.

روی چکنده برای تهیه انواع غذاهای سنتی استفاده می‌شود.

the melas plants in our garden are growing well.

گیاهان چکنده در باغ ما خوب رشد می‌کنند.

soak the melas in water overnight before processing.

قبل از پردازش چکنده را در آب فرآوری کنید.

fried melas makes a perfect snack for tea time.

چکنده سرخ‌کرده یک ناهار کامل برای زمان چای است.

cassava or melas is a popular carbohydrate source in indonesia.

کاساوا یا چکنده یک منبع کربوهیدرات محبوب در اندونزی است.

she learned to make traditional cake from melas from her mother.

او از مادرش یاد گرفت که چگونه کیک سنتی را از چکنده بپزد.

melas can be boiled, steamed, or fried for eating.

چکنده را می‌توان برای خوردن پختن، پختن در بخار یا سرخ کردن کرد.

please wash the melas thoroughly before cooking.

قبل از پختن لطفاً چکنده را به خوبی بشویید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید