mendel

[ایالات متحده]/'mendl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ژنتیک‌دان اتریشی که قوانین وراثت را پیشنهاد کرد.
Word Forms
جمعmendels

عبارات و ترکیب‌ها

Mendel's laws

قوانین مندل

Genetics pioneer Mendel

مندل، پیشگام ژنتیک

نمونه‌های واقعی

For Mendel, appreciation was also posthumous, though it came somewhat sooner.

برای مندل، قدردانی نیز پس از مرگ اتفاق افتاد، اگرچه زودتر از آن زمان رسید.

منبع: A Brief History of Everything

Mendel's findings weren't quite as widely ignored as is sometimes suggested.

یافته‌های مندل به اندازه آنچه گاهی اوقات گفته می‌شود نادیده گرفته نشد.

منبع: A Brief History of Everything

In 1900, three scientists working separately in Europe rediscovered Mendel's work more or less simultaneously.

در سال 1900، سه دانشمند که به طور جداگانه در اروپا کار می‌کردند، تقریباً به طور همزمان، کار مندل را دوباره کشف کردند.

منبع: A Brief History of Everything

Mendel obediently did as Nageli suggested, but quickly realized that hawkweed had none of the requisite features for studying heritability.

مندل به اطاعت از پیشنهاد نژلی پرداخت، اما به سرعت متوجه شد که گل گاوزبان هیچ یک از ویژگی‌های مورد نیاز برای مطالعه ارث‌بری را ندارد.

منبع: A Brief History of Everything

Most our old explanations about eye color genetics came from his ideas, but more recently we've discovered that most traits don't fit neatly into Mendel's little squares because they involve several genes interacting together.

بیشتر توضیحات قدیمی ما در مورد ژنتیک رنگ چشم از ایده‌های او گرفته شده است، اما اخیراً متوجه شده‌ایم که بیشتر صفات به طور مرتب در مربع‌های کوچک مندل قرار نمی‌گیرند زیرا شامل چندین ژن هستند که با هم تعامل دارند.

منبع: PBS Fun Science Popularization

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید