mercurials

[ایالات متحده]/mɜː'kjʊərɪəl/
[بریتانیا]/mɝ'kjʊrɪəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ناپایدار، حاوی جیوه

جملات نمونه

Her mercurial personality makes it hard to predict her moods.

شخصیت زودگذر او باعث می‌شود پیش‌بینی حال و احوالش دشوار باشد.

The stock market is known for its mercurial nature.

بازار سهام به خاطر طبیعت زودگذرش شناخته شده است.

He has a mercurial temperament, often switching between extreme emotions.

او اخلاقی زودگذر دارد و اغلب بین احساسات شدید جابجا می‌شود.

The mercurial weather in this region can change rapidly.

آب و هوای زودگذر در این منطقه می‌تواند به سرعت تغییر کند.

She is a mercurial artist, constantly experimenting with different styles.

او یک هنرمند زودگذر است و دائماً با سبک‌های مختلف آزمایش می‌کند.

His mercurial behavior at work often causes tension among his colleagues.

رفتار زودگذر او در محل کار اغلب باعث ایجاد تنش بین همکارانش می‌شود.

The coach described the player as mercurial, with moments of brilliance followed by inconsistency.

مربی بازیکن را به عنوان فردی زودگذر توصیف کرد که دارای لحظاتی از درخشش و سپس عدم ثبات است.

The CEO's mercurial decision-making style has led to mixed results for the company.

سبک تصمیم‌گیری زودگذر مدیرعامل منجر به نتایج ترکیبی برای شرکت شده است.

The mercurial nature of technology means that trends can change rapidly.

طبیعت زودگذر فناوری به این معناست که روندها می‌توانند به سرعت تغییر کنند.

Despite his mercurial reputation, he is a highly sought-after consultant in the industry.

با وجود شهرت زودگذر او، او یک مشاور بسیار مورد نظر در این صنعت است.

نمونه‌های واقعی

In a mercurial industry, that is rare.

در یک صنعت زودگذر، این یک امر نادر است.

منبع: The Economist (Summary)

What will their counsel be to the mercurial President?

مشورت آنها با رئیس جمهور زودگذر چه خواهد بود؟

منبع: Time

He was mercurial, sure of himself, a little dictatorial.

او زودگذر بود، از خود مطمئن و کمی خودکامه.

منبع: Steve Jobs Biography

The man is as mercurial a character as you will ever encounter.

او شخصیتی زودگذر است که احتمالاً تا به حال با آن برخورد نکرده اید.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

The electric-carmaker is also to strengthen its oversight of Mr Musk's often mercurial communications.

تولید کننده خودروهای الکتریکی همچنین قصد دارد نظارت خود را بر ارتباطات اغلب زودگذر آقای ماسک تقویت کند.

منبع: The Economist (Summary)

But the U.S. President's notoriously mercurial temperament is the X factor in all of this.

اما اخلاق زودگذر و بدنام رئیس جمهور ایالات متحده عامل X در همه اینها است.

منبع: Time

Elon Musk, its mercurial owner, is planning to build his own AI business using the data.

ایلون ماسک، مالک زودگذر آن، قصد دارد با استفاده از این داده ها، کسب و کار هوش مصنوعی خود را راه اندازی کند.

منبع: The Economist (Summary)

Elon Musk flashed his mercurial side by declining a seat on Twitter's board, days after he was offered one.

ایلون ماسک با رد صندلی در هیئت مدیره توییتر، جنبه زودگذر خود را نشان داد، چند روز پس از اینکه به او پیشنهاد شد.

منبع: The Economist - Weekly News Highlights

Michael O'Leary, Ryanair's mercurial boss, criticised Boeing last year for aircraft delays, describing its management as " headless chickens" .

مایکل او'لری، رئیس زودگذر رایان ایر، سال گذشته از بوئینگ به دلیل تاخیر در تحویل هواپیما انتقاد کرد و مدیریت آن را "مرغ های بی سر" توصیف کرد.

منبع: The Economist (Summary)

Will's daughter, in all her mercurial, teenage glory.

دختر ویل، با تمام شکوه زودگذر و نوجوایی او.

منبع: Still Me (Me Before You #3)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید